willed

[ایالات متحده]/wɪld/
[بریتانیا]/wɪld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن اراده خاص؛ دارا بودن نیت مشخص

عبارات و ترکیب‌ها

strong-willed

اراده قوی

self-willed

خودسر

iron-willed

اراده فولادی

free-willed

آزاد اراده

hard-willed

سخت کوش

willful child

کودک لجباز

strong-willed leader

رهبر با اراده قوی

willful behavior

رفتار لجبازانه

willful act

عمل لجبازانه

will-willed decision

تصمیم با اراده

جملات نمونه

she willed herself to stay awake during the meeting.

او اراده کرد تا در طول جلسه بیدار بماند.

he willed his body to run faster in the race.

او اراده کرد تا در مسابقه بدنش سریعتر بدود.

they willed the project to succeed despite the challenges.

آنها با وجود چالش ها، اراده کردند پروژه موفق شود.

she willed herself to forgive him for the mistake.

او اراده کرد او را به خاطر اشتباه ببخشد.

he willed his dreams into reality with hard work.

او با تلاش زیاد، رویاهایش را به واقعیت تبدیل کرد.

she willed herself to overcome her fears.

او اراده کرد بر ترس هایش غلبه کند.

he willed the team to victory with his leadership.

او با رهبری خود، تیم را به پیروزی رساند.

they willed the idea to fruition after many discussions.

آنها پس از بحث های فراوان، ایده را به نتیجه رساندند.

she willed herself to smile even when she felt sad.

او اراده کرد لبخند بزند حتی وقتی احساس ناراحتی می کرد.

he willed himself to learn a new language.

او اراده کرد یک زبان جدید یاد بگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید