strong-willed
اراده قوی
self-willed
خودسر
iron-willed
اراده فولادی
free-willed
آزاد اراده
hard-willed
سخت کوش
willful child
کودک لجباز
strong-willed leader
رهبر با اراده قوی
willful behavior
رفتار لجبازانه
willful act
عمل لجبازانه
will-willed decision
تصمیم با اراده
she willed herself to stay awake during the meeting.
او اراده کرد تا در طول جلسه بیدار بماند.
he willed his body to run faster in the race.
او اراده کرد تا در مسابقه بدنش سریعتر بدود.
they willed the project to succeed despite the challenges.
آنها با وجود چالش ها، اراده کردند پروژه موفق شود.
she willed herself to forgive him for the mistake.
او اراده کرد او را به خاطر اشتباه ببخشد.
he willed his dreams into reality with hard work.
او با تلاش زیاد، رویاهایش را به واقعیت تبدیل کرد.
she willed herself to overcome her fears.
او اراده کرد بر ترس هایش غلبه کند.
he willed the team to victory with his leadership.
او با رهبری خود، تیم را به پیروزی رساند.
they willed the idea to fruition after many discussions.
آنها پس از بحث های فراوان، ایده را به نتیجه رساندند.
she willed herself to smile even when she felt sad.
او اراده کرد لبخند بزند حتی وقتی احساس ناراحتی می کرد.
he willed himself to learn a new language.
او اراده کرد یک زبان جدید یاد بگیرد.
strong-willed
اراده قوی
self-willed
خودسر
iron-willed
اراده فولادی
free-willed
آزاد اراده
hard-willed
سخت کوش
willful child
کودک لجباز
strong-willed leader
رهبر با اراده قوی
willful behavior
رفتار لجبازانه
willful act
عمل لجبازانه
will-willed decision
تصمیم با اراده
she willed herself to stay awake during the meeting.
او اراده کرد تا در طول جلسه بیدار بماند.
he willed his body to run faster in the race.
او اراده کرد تا در مسابقه بدنش سریعتر بدود.
they willed the project to succeed despite the challenges.
آنها با وجود چالش ها، اراده کردند پروژه موفق شود.
she willed herself to forgive him for the mistake.
او اراده کرد او را به خاطر اشتباه ببخشد.
he willed his dreams into reality with hard work.
او با تلاش زیاد، رویاهایش را به واقعیت تبدیل کرد.
she willed herself to overcome her fears.
او اراده کرد بر ترس هایش غلبه کند.
he willed the team to victory with his leadership.
او با رهبری خود، تیم را به پیروزی رساند.
they willed the idea to fruition after many discussions.
آنها پس از بحث های فراوان، ایده را به نتیجه رساندند.
she willed herself to smile even when she felt sad.
او اراده کرد لبخند بزند حتی وقتی احساس ناراحتی می کرد.
he willed himself to learn a new language.
او اراده کرد یک زبان جدید یاد بگیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید