| جمع | williess |
get the willies
گرفتن مورمور
willies and chills
مورمور و لرز
feeling the willies
احساس مورمور
the willies hit
مورمور شروع شد
shivers and willies
لرز و مورمور
willies from fear
مورمور از ترس
willies at night
مورمور در شب
that movie gave me the willies.
آن فیلم به من حالتی داد که موهای تنم سیخ شد.
he gets the willies whenever he sees a spider.
هر وقت عنکبوتی می بیند، به او حالتی می دهد که موهای تنش سیخ شود.
walking alone at night gives me the willies.
قدم زدن شبانه به تنهایی، به من حالتی می دهد که موهای تنم سیخ شود.
she has the willies about flying in airplanes.
او در مورد پرواز در هواپیماها دچار حالتی می شود که موهای تنش سیخ شود.
the haunted house gave me the willies.
خانه تسخیر شده به من حالتی داد که موهای تنم سیخ شد.
he always gets the willies before a big presentation.
او همیشه قبل از یک ارائه بزرگ دچار حالتی می شود که موهای تنش سیخ شود.
that creepy story gave me the willies.
آن داستان ترسناک به من حالتی داد که موهای تنم سیخ شد.
she felt the willies when she heard the strange noise.
وقتی صدای عجیبی شنید، به او حالتی داد که موهای تنش سیخ شود.
he gets the willies when he has to swim in deep water.
وقتی مجبور است در آب عمیق شنا کند، به او حالتی می دهد که موهای تنش سیخ شود.
the thought of ghosts gives her the willies.
فکر ارواح به او حالتی می دهد که موهای تنش سیخ شود.
get the willies
گرفتن مورمور
willies and chills
مورمور و لرز
feeling the willies
احساس مورمور
the willies hit
مورمور شروع شد
shivers and willies
لرز و مورمور
willies from fear
مورمور از ترس
willies at night
مورمور در شب
that movie gave me the willies.
آن فیلم به من حالتی داد که موهای تنم سیخ شد.
he gets the willies whenever he sees a spider.
هر وقت عنکبوتی می بیند، به او حالتی می دهد که موهای تنش سیخ شود.
walking alone at night gives me the willies.
قدم زدن شبانه به تنهایی، به من حالتی می دهد که موهای تنم سیخ شود.
she has the willies about flying in airplanes.
او در مورد پرواز در هواپیماها دچار حالتی می شود که موهای تنش سیخ شود.
the haunted house gave me the willies.
خانه تسخیر شده به من حالتی داد که موهای تنم سیخ شد.
he always gets the willies before a big presentation.
او همیشه قبل از یک ارائه بزرگ دچار حالتی می شود که موهای تنش سیخ شود.
that creepy story gave me the willies.
آن داستان ترسناک به من حالتی داد که موهای تنم سیخ شد.
she felt the willies when she heard the strange noise.
وقتی صدای عجیبی شنید، به او حالتی داد که موهای تنش سیخ شود.
he gets the willies when he has to swim in deep water.
وقتی مجبور است در آب عمیق شنا کند، به او حالتی می دهد که موهای تنش سیخ شود.
the thought of ghosts gives her the willies.
فکر ارواح به او حالتی می دهد که موهای تنش سیخ شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید