willies

[ایالات متحده]/ˈwɪliz/
[بریتانیا]/ˈwɪliz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اضطراب یا عصبانیت؛ احساسی از ترس یا ناراحتی؛ جمع کلمه "وِلی" (اصطلاح کودکانه برای آلت تناسلی)
Word Forms
جمعwilliess

عبارات و ترکیب‌ها

get the willies

گرفتن مورمور

willies and chills

مورمور و لرز

feeling the willies

احساس مورمور

the willies hit

مورمور شروع شد

shivers and willies

لرز و مورمور

willies from fear

مورمور از ترس

willies at night

مورمور در شب

جملات نمونه

that movie gave me the willies.

آن فیلم به من حالتی داد که موهای تنم سیخ شد.

he gets the willies whenever he sees a spider.

هر وقت عنکبوتی می بیند، به او حالتی می دهد که موهای تنش سیخ شود.

walking alone at night gives me the willies.

قدم زدن شبانه به تنهایی، به من حالتی می دهد که موهای تنم سیخ شود.

she has the willies about flying in airplanes.

او در مورد پرواز در هواپیماها دچار حالتی می شود که موهای تنش سیخ شود.

the haunted house gave me the willies.

خانه تسخیر شده به من حالتی داد که موهای تنم سیخ شد.

he always gets the willies before a big presentation.

او همیشه قبل از یک ارائه بزرگ دچار حالتی می شود که موهای تنش سیخ شود.

that creepy story gave me the willies.

آن داستان ترسناک به من حالتی داد که موهای تنم سیخ شد.

she felt the willies when she heard the strange noise.

وقتی صدای عجیبی شنید، به او حالتی داد که موهای تنش سیخ شود.

he gets the willies when he has to swim in deep water.

وقتی مجبور است در آب عمیق شنا کند، به او حالتی می دهد که موهای تنش سیخ شود.

the thought of ghosts gives her the willies.

فکر ارواح به او حالتی می دهد که موهای تنش سیخ شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید