wind-down

[ایالات متحده]/[wɪnd daʊn]/
[بریتانیا]/[wɪnd daʊn]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای کاهش تدریجی فعالیت یا شدت؛ برای آرام کردن و ریلکس کردن بعد از یک دوره فعالیت.
n. یک دوره کاهش تدریجی فعالیت یا شدت؛ یک دوره آرامش بعد از یک دوره فعالیت.

عبارات و ترکیب‌ها

wind-down time

زمان آرامش

wind-down period

دوره آرامش

wind-down process

فرآیند آرامش

wind-down activities

فعالیت‌های آرامش‌بخش

جملات نمونه

we need to wind down the project before the year ends.

ما باید پروژه را قبل از پایان سال کم‌سر و زمات کنیم.

it's important to wind down after a stressful day at work.

بعد از یک روز کاری پر استرس، آرام کردن خود مهم است.

the company is planning to wind down its operations in that region.

شرکت قصد دارد فعالیت‌های خود را در آن منطقه کاهش دهد.

let's wind down with a cup of tea and a good book.

بیایید با یک فنجان چای و یک کتاب خوب آرام کنیم.

the government decided to wind down the investigation due to lack of evidence.

به دلیل فقدان مدارک، دولت تصمیم گرفت تحقیقات را متوقف کند.

i like to wind down by listening to calming music.

من دوست دارم با گوش دادن به موسیقی آرام‌بخش آرام کنم.

the team needs time to wind down after the intense competition.

تیم بعد از مسابقه شدید به زمان برای آرام کردن نیاز دارد.

they're trying to wind down their spending habits.

آنها سعی می‌کنند عادات خرج کردن خود را کاهش دهند.

it’s a good way to wind down before bed.

این یک راه خوب برای آرام کردن قبل از خواب است.

the factory is gradually winding down production.

کارخانه به تدریج تولید را کاهش می‌دهد.

after the party, we all just wound down and watched tv.

بعد از مهمانی، همه ما فقط آرام کردیم و تلویزیون تماشا کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید