windage

[ایالات متحده]/ˈwɪndɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈwɪndɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اثر باد بر روی یک شیء؛ فاصله بین پرتابه و لوله در یک سلاح گرم؛ مقدار تصحیح لازم برای باد هنگام نشانه‌گیری؛ انحراف ناشی از باد؛ آسیب فشار به دلیل فشار هوا
Word Forms
جمعwindages

عبارات و ترکیب‌ها

windage adjustment

تنظیم باد

windage factor

ضریب باد

windage error

خطای باد

windage compensation

جبران باد

windage measurement

اندازه گیری باد

windage setting

تنظیم باد

windage influence

تاثیر باد

windage calculation

محاسبه باد

windage drift

انحراف باد

windage effect

اثر باد

جملات نمونه

the windage of the bullet affected its trajectory.

تاثیر از اثر باد بر مسیر گلوله

adjusting for windage is crucial in long-range shooting.

تنظیم برای اثر باد در تیراندازی دوربرد بسیار مهم است.

the engineer calculated the windage for the new design.

مهندس اثر باد را برای طرح جدید محاسبه کرد.

he learned to compensate for windage while flying.

او یاد گرفت که در حین پرواز اثر باد را جبران کند.

the windage adjustment made a noticeable difference.

تنظیم اثر باد تفاوت قابل توجهی ایجاد کرد.

understanding windage is essential for competitive shooters.

درک از اثر باد برای تیراندازان رقابتی ضروری است.

she noted the windage before taking her shot.

او قبل از شلیک خود، اثر باد را یادداشت کرد.

windage can vary significantly based on weather conditions.

اثر باد می تواند به طور قابل توجهی بر اساس شرایط آب و هوایی متفاوت باشد.

the sniper adjusted his scope for windage.

تیرانداز برای اثر باد، دوربین خود را تنظیم کرد.

he practiced calculating windage during his training.

او در طول آموزش خود، محاسبه اثر باد را تمرین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید