stormy weather
آب و هوای طوفانی
stormy seas
دریاهای خروشان
a stormy relationship
یک رابطه آشفته
stormy emotions
احساسات آشفته
a stormy night
یک شب طوفانی
stormy skies
آسمان طوفانی
stormy sea
دریا خروشان
a dark and stormy night.
یک شب تاریک و طوفانی.
grey and stormy skies.
آسمان خاکستری و طوفانی
a long and stormy debate.
بحث طولانی و پر تلاطم
a rough passage on the stormy sea.
یک گذرگاه سخت در دریای طوفانی.
The sailboat swayed on the stormy sea.
قایق بادبانی در دریای طوفانی تاب میخورد.
Stormy applause rocked the hall.
تشویقهای شدید باعث لرزش تالار شد.
They held a stormy discussion about this problem.
آنها در مورد این مشکل بحثی شدید داشتند.
a parlous journey on stormy seas.
یک سفر خطرناک در دریاهای طوفانی.
The audience broke out into a stormy applause.
مخاطبان با تشویق پرشور واکنش نشان دادند.
a stormy session of the European parliament
یک نشست طوفانی پارلمان اروپا
Sailors wear oilskins in stormy weather.
ملوانان در هوای طوفانی از لباس ضد آب استفاده میکنند.
The boat wallowed helplessly in the stormy sea.
کشتی به طرز ناتوانی در دریای طوفانی شناور بود.
The sailors cheated death in the stormy seas.
ملوانان از چنگال مرگ در دریاهای خروشان جان سالم به در بردند.
The stormy sea engulted the small motor sailboat.
دریا خروشان قایق موتوری کوچک را در بر گرفت.
The stormy waves pounded against the rocks.
امواج خروشان به شدت به صخرهها برخورد کردند.
The arrow on the barometer was pointing to “Stormy”.
نشانگر روی فشارسنج به سمت "طوفانی" اشاره داشت.
Very few people ventured to go out on that stormy night.
بسیار کم افراد جرات کردند در آن شب طوفانی بیرون بروند.
At first she was very nervous about making the crossing in such stormy weather.
در ابتدا او در مورد عبور در چنین هوای طوفانی بسیار عصبی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید