windings

[ایالات متحده]/[ˈwɪndɪŋz]/
[بریتانیا]/[ˈwɪndɪŋz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مارپیچ یا پیچ، به ویژه آنچه از سیم یا نخ ساخته شده است؛ یک مسیر یا راه گردشی؛ فاعل گردش دادن چیزی؛ در یک ماشین الکتریکی، پیچ‌های سیم اطراف میله یا مغناطیس میدان.

عبارات و ترکیب‌ها

winding road

جاده گرد

winding up

گرد کردن

windings of time

گردش زمان

winding down

کاهش گرد

winding river

رودخانه گرد

winding mechanism

مکانیزم گرد

winding sheet

پارچه گرد

winding stairs

پله‌های گرد

winding path

راه گرد

winding clock

ساعت گرد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید