wingman

[ایالات متحده]/ˈwɪŋmən/
[بریتانیا]/ˈwɪŋˌmæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خلبان یک هواپیمای پشتیبانی؛ دوست یا همراه حمایتی؛ بال جلو در فوتبال
Word Forms
جمعwingmen

عبارات و ترکیب‌ها

best wingman

بهترین یار

wingman role

نقش یار

wingman duties

وظایف یار

my wingman

یار من

wingman support

حمایت یار

good wingman

یار خوب

wingman strategy

استراتژی یار

wingman advice

مشورت یار

wingman mission

ماموریت یار

wingman partnership

همکاری یار

جملات نمونه

he was my wingman during the party.

او در طول مهمانی، هم‌دستی من بود.

every great adventure needs a wingman.

هر ماجراجویی بزرگ به یک هم‌دست نیاز دارد.

i always rely on my wingman for support.

من همیشه برای حمایت به هم‌دستیم تکیه می‌کنم.

she played the role of a wingman very well.

او نقش یک هم‌دست را بسیار خوب بازی کرد.

having a wingman makes dating easier.

داشتن یک هم‌دست، قرار ملاقات را آسان‌تر می‌کند.

my wingman helped me approach her.

هم‌دست من به من کمک کرد تا به او نزدیک شوم.

it's important to choose the right wingman.

انتخاب یک هم‌دست مناسب مهم است.

we always stick together like wingmen.

ما همیشه مانند هم‌دست‌ها کنار هم می‌مانیم.

he acted as my wingman during the mission.

او در طول ماموریت نقش هم‌دست من را ایفا کرد.

a good wingman knows when to step back.

یک هم‌دست خوب می‌داند چه زمانی باید عقب نشینی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید