wirinesses

[ایالات متحده]/wʌɪəˌnɛsɪz/
[بریتانیا]/wʌɪrˌnɛsɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت لاغر و مقاوم بودن

عبارات و ترکیب‌ها

wirinesses abound

ظهور فراوان سیم‌کشی‌ها

wirinesses observed

مشاهده سیم‌کشی‌ها

wirinesses increase

افزایش سیم‌کشی‌ها

wirinesses detected

تشخیص سیم‌کشی‌ها

wirinesses noted

توجه به سیم‌کشی‌ها

wirinesses celebrated

جشن گرفتن سیم‌کشی‌ها

wirinesses highlighted

تاکید بر سیم‌کشی‌ها

wirinesses explored

بررسی سیم‌کشی‌ها

wirinesses recognized

شناسایی سیم‌کشی‌ها

wirinesses appreciated

قدردانی از سیم‌کشی‌ها

جملات نمونه

her wirinesses helped her navigate the tricky situation.

هوش و ذکاوت او به او کمک کرد تا از پس موقعیت دشوار برآید.

he showed great wirinesses during the negotiation.

او در طول مذاکره هوش و ذکاوت زیادی نشان داد.

the wirinesses of the plan surprised everyone.

هوش و ذکاوت به کار رفته در طرح، همه را شگفت‌زده کرد.

her wirinesses in problem-solving is admirable.

هوش و ذکاوت او در حل مسئله قابل تحسین است.

he relied on his wirinesses to get through the challenge.

او برای غلبه بر چالش به هوش و ذکاوت خود متکی بود.

the wirinesses of the artist's approach was unique.

رویکرد هوشمندانه و خلاقانه هنرمند منحصر به فرد بود.

they appreciated her wirinesses in handling difficult clients.

آنها از هوش و ذکاوت او در برخورد با مشتریان دشوار قدردانی کردند.

his wirinesses was evident in the way he solved the puzzle.

هوش و ذکاوت او در نحوه حل معما آشکار بود.

the team's wirinesses led them to victory.

هوش و ذکاوت تیم آنها را به پیروزی رساند.

she used her wirinesses to outsmart her competitors.

او از هوش و ذکاوت خود برای پیشی گرفتن از رقبای خود استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید