wirinesses abound
ظهور فراوان سیمکشیها
wirinesses observed
مشاهده سیمکشیها
wirinesses increase
افزایش سیمکشیها
wirinesses detected
تشخیص سیمکشیها
wirinesses noted
توجه به سیمکشیها
wirinesses celebrated
جشن گرفتن سیمکشیها
wirinesses highlighted
تاکید بر سیمکشیها
wirinesses explored
بررسی سیمکشیها
wirinesses recognized
شناسایی سیمکشیها
wirinesses appreciated
قدردانی از سیمکشیها
her wirinesses helped her navigate the tricky situation.
هوش و ذکاوت او به او کمک کرد تا از پس موقعیت دشوار برآید.
he showed great wirinesses during the negotiation.
او در طول مذاکره هوش و ذکاوت زیادی نشان داد.
the wirinesses of the plan surprised everyone.
هوش و ذکاوت به کار رفته در طرح، همه را شگفتزده کرد.
her wirinesses in problem-solving is admirable.
هوش و ذکاوت او در حل مسئله قابل تحسین است.
he relied on his wirinesses to get through the challenge.
او برای غلبه بر چالش به هوش و ذکاوت خود متکی بود.
the wirinesses of the artist's approach was unique.
رویکرد هوشمندانه و خلاقانه هنرمند منحصر به فرد بود.
they appreciated her wirinesses in handling difficult clients.
آنها از هوش و ذکاوت او در برخورد با مشتریان دشوار قدردانی کردند.
his wirinesses was evident in the way he solved the puzzle.
هوش و ذکاوت او در نحوه حل معما آشکار بود.
the team's wirinesses led them to victory.
هوش و ذکاوت تیم آنها را به پیروزی رساند.
she used her wirinesses to outsmart her competitors.
او از هوش و ذکاوت خود برای پیشی گرفتن از رقبای خود استفاده کرد.
wirinesses abound
ظهور فراوان سیمکشیها
wirinesses observed
مشاهده سیمکشیها
wirinesses increase
افزایش سیمکشیها
wirinesses detected
تشخیص سیمکشیها
wirinesses noted
توجه به سیمکشیها
wirinesses celebrated
جشن گرفتن سیمکشیها
wirinesses highlighted
تاکید بر سیمکشیها
wirinesses explored
بررسی سیمکشیها
wirinesses recognized
شناسایی سیمکشیها
wirinesses appreciated
قدردانی از سیمکشیها
her wirinesses helped her navigate the tricky situation.
هوش و ذکاوت او به او کمک کرد تا از پس موقعیت دشوار برآید.
he showed great wirinesses during the negotiation.
او در طول مذاکره هوش و ذکاوت زیادی نشان داد.
the wirinesses of the plan surprised everyone.
هوش و ذکاوت به کار رفته در طرح، همه را شگفتزده کرد.
her wirinesses in problem-solving is admirable.
هوش و ذکاوت او در حل مسئله قابل تحسین است.
he relied on his wirinesses to get through the challenge.
او برای غلبه بر چالش به هوش و ذکاوت خود متکی بود.
the wirinesses of the artist's approach was unique.
رویکرد هوشمندانه و خلاقانه هنرمند منحصر به فرد بود.
they appreciated her wirinesses in handling difficult clients.
آنها از هوش و ذکاوت او در برخورد با مشتریان دشوار قدردانی کردند.
his wirinesses was evident in the way he solved the puzzle.
هوش و ذکاوت او در نحوه حل معما آشکار بود.
the team's wirinesses led them to victory.
هوش و ذکاوت تیم آنها را به پیروزی رساند.
she used her wirinesses to outsmart her competitors.
او از هوش و ذکاوت خود برای پیشی گرفتن از رقبای خود استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید