| جمع | witch-hunts |
a witch-hunt
دنبالکردن جادوگر
avoid a witch-hunt
از دنبالکردن جادوگر پرهیز کن
witch-hunt mentality
ذهنیت دنبالکردن جادوگر
stop the witch-hunt
دنبالکردن جادوگر را متوقف کن
launch a witch-hunt
دنبالکردن جادوگر را شروع کن
witch-hunt accusations
توصیفهای دنبالکردن جادوگر
past witch-hunt
دنبالکردن جادوگر گذشته
fear a witch-hunt
از دنبالکردن جادوگر گریه کن
political witch-hunt
دنبالکردن جادوگر سیاسی
the company launched a damaging witch-hunt against whistleblowers.
شرکت یک شکنجهای زیانبار علیه گویندگان واقعیت را آغاز کرد.
the accusations were part of a political witch-hunt, not a genuine investigation.
این اتهامات بخشی از یک شکنجهای سیاسی بود، نه یک تحقیق واقعی.
he warned against a witch-hunt mentality within the organization.
او علیه ذهنیت شکنجهای درون سازمان هشدار داد.
the investigation quickly devolved into a public witch-hunt.
تحقيق به سرعت به یک شکنجهای عمومی تبدیل شد.
the media fueled the witch-hunt with sensationalized stories.
رسانهها با داستانهای جنجالآمیز، شکنجهای را تقویت کردند.
they accused him of being involved in a witch-hunt targeting his rivals.
آنها او را متورط در یک شکنجهای مربوط به دشمنانش متهم کردند.
the senator denied participating in any kind of witch-hunt.
сенاتور از شرکت در هرگونه شکنجهای منصرف شد.
the entire affair reeked of a witch-hunt orchestrated by his enemies.
همه این اتفاقات بوی یک شکنجهای دارا بود که توسط دشمنانش سازماندهی شده بود.
the team was unfairly targeted in a relentless witch-hunt.
تیم به طور نا fairly در یک شکنجهای نابغهای هدف قرار گرفت.
the university faced a witch-hunt following the controversial research findings.
دانشگاه پس از یافتههای پژوهشی متنازعهای با یک شکنجهای مواجه شد.
it was a baseless witch-hunt designed to discredit him.
این یک شکنجهای بدون پایهای بود که به منظور نفی اعتبار او طراحی شده بود.
a witch-hunt
دنبالکردن جادوگر
avoid a witch-hunt
از دنبالکردن جادوگر پرهیز کن
witch-hunt mentality
ذهنیت دنبالکردن جادوگر
stop the witch-hunt
دنبالکردن جادوگر را متوقف کن
launch a witch-hunt
دنبالکردن جادوگر را شروع کن
witch-hunt accusations
توصیفهای دنبالکردن جادوگر
past witch-hunt
دنبالکردن جادوگر گذشته
fear a witch-hunt
از دنبالکردن جادوگر گریه کن
political witch-hunt
دنبالکردن جادوگر سیاسی
the company launched a damaging witch-hunt against whistleblowers.
شرکت یک شکنجهای زیانبار علیه گویندگان واقعیت را آغاز کرد.
the accusations were part of a political witch-hunt, not a genuine investigation.
این اتهامات بخشی از یک شکنجهای سیاسی بود، نه یک تحقیق واقعی.
he warned against a witch-hunt mentality within the organization.
او علیه ذهنیت شکنجهای درون سازمان هشدار داد.
the investigation quickly devolved into a public witch-hunt.
تحقيق به سرعت به یک شکنجهای عمومی تبدیل شد.
the media fueled the witch-hunt with sensationalized stories.
رسانهها با داستانهای جنجالآمیز، شکنجهای را تقویت کردند.
they accused him of being involved in a witch-hunt targeting his rivals.
آنها او را متورط در یک شکنجهای مربوط به دشمنانش متهم کردند.
the senator denied participating in any kind of witch-hunt.
сенاتور از شرکت در هرگونه شکنجهای منصرف شد.
the entire affair reeked of a witch-hunt orchestrated by his enemies.
همه این اتفاقات بوی یک شکنجهای دارا بود که توسط دشمنانش سازماندهی شده بود.
the team was unfairly targeted in a relentless witch-hunt.
تیم به طور نا fairly در یک شکنجهای نابغهای هدف قرار گرفت.
the university faced a witch-hunt following the controversial research findings.
دانشگاه پس از یافتههای پژوهشی متنازعهای با یک شکنجهای مواجه شد.
it was a baseless witch-hunt designed to discredit him.
این یک شکنجهای بدون پایهای بود که به منظور نفی اعتبار او طراحی شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید