wodge

[ایالات متحده]/wɑdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تکه بزرگ یا توده، انبوه، یک دسته.
Word Forms
جمعwodges

جملات نمونه

wodge n.

واج

he slapped a wodge of notes down on the counter.

او دسته یادداشت‌ها را روی پیشخوان انداخت.

He mopped up the mess with a special wodge of blotting paper.

او با یک تکه کاغذ جاذب مخصوص آشفتگی را پاک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید