| جمع | woggles |
woggle it
آن را بچرخانید
woggle away
دور بچرخانید
woggle back
عقب بچرخانید
woggle down
به سمت پایین بچرخانید
woggle up
به سمت بالا بچرخانید
woggle left
به سمت چپ بچرخانید
woggle right
به سمت راست بچرخانید
woggle loose
شل بچرخانید
woggle free
آزاد بچرخانید
woggle around
دور و بر بچرخانید
he used a woggle to secure the rope.
او از یک وگل برای محکم کردن طناب استفاده کرد.
the woggle helps keep the tent stable.
وگل به حفظ استحکام چادر کمک می کند.
she wore a woggle around her neck as a charm.
او یک وگل را به عنوان طلسم دور گردن خود انداخت.
we need to woggle the pieces together for the project.
ما باید قطعات را برای پروژه با هم وگل کنیم.
he showed me how to woggle the beads on the string.
او به من نشان داد که چگونه مهره ها را روی نخ وگل کنم.
the scout leader demonstrated how to use a woggle.
رهبر پیشوران نشان داد که چگونه از یک وگل استفاده کرد.
she decided to woggle her hair with a colorful band.
او تصمیم گرفت موهایش را با یک باند رنگارنگ وگل کند.
let's woggle the materials before starting the craft.
بیایید قبل از شروع کاردستی مواد را وگل کنیم.
the woggle made it easy to adjust the strap.
وگل تنظیم بند را آسان کرد.
he likes to woggle his pen while thinking.
او دوست دارد در حالی که فکر می کند قلم خود را وگل کند.
woggle it
آن را بچرخانید
woggle away
دور بچرخانید
woggle back
عقب بچرخانید
woggle down
به سمت پایین بچرخانید
woggle up
به سمت بالا بچرخانید
woggle left
به سمت چپ بچرخانید
woggle right
به سمت راست بچرخانید
woggle loose
شل بچرخانید
woggle free
آزاد بچرخانید
woggle around
دور و بر بچرخانید
he used a woggle to secure the rope.
او از یک وگل برای محکم کردن طناب استفاده کرد.
the woggle helps keep the tent stable.
وگل به حفظ استحکام چادر کمک می کند.
she wore a woggle around her neck as a charm.
او یک وگل را به عنوان طلسم دور گردن خود انداخت.
we need to woggle the pieces together for the project.
ما باید قطعات را برای پروژه با هم وگل کنیم.
he showed me how to woggle the beads on the string.
او به من نشان داد که چگونه مهره ها را روی نخ وگل کنم.
the scout leader demonstrated how to use a woggle.
رهبر پیشوران نشان داد که چگونه از یک وگل استفاده کرد.
she decided to woggle her hair with a colorful band.
او تصمیم گرفت موهایش را با یک باند رنگارنگ وگل کند.
let's woggle the materials before starting the craft.
بیایید قبل از شروع کاردستی مواد را وگل کنیم.
the woggle made it easy to adjust the strap.
وگل تنظیم بند را آسان کرد.
he likes to woggle his pen while thinking.
او دوست دارد در حالی که فکر می کند قلم خود را وگل کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید