performed robotically
به صورت رباتیک انجام شد
moving robotically
به صورت رباتیک حرکت کرد
robotically speaking
از نظر رباتیک
acted robotically
به صورت رباتیک اجرا شد
robotically precise
دقت رباتیک
doing robotically
به صورت رباتیک انجام میدهد
repeated robotically
به صورت رباتیک تکرار شد
sounded robotically
به صورت رباتیک صدا داد
worked robotically
به صورت رباتیک کار کرد
responded robotically
به صورت رباتیک پاسخ داد
the machine performed the task robotically, following the programmed sequence.
ماشین به صورت رباتیک واجر سری اجرایی برنامه را انجام داد.
he delivered the speech robotically, lacking any genuine emotion.
او به صورت رباتیک سخنرانی را ارائه کرد و هیچ احساس واقعی ای نداشت.
the factory workers moved robotically along the assembly line.
کارگران کارخانه به صورت رباتیک در طول خط تولید حرکت کردند.
the robot arm moved robotically to grasp the object.
دست ربات به صورت رباتیک حرکت کرد تا آبجکت را بگیرد.
she responded to his question robotically, without thinking.
او به سوال او به صورت رباتیک پاسخ داد و بدون فکر کردن.
the automated system operated robotically, ensuring consistent results.
سیستم خودکار به صورت رباتیک عمل کرد و نتایج یکنواخت را تضمین کرد.
he walked robotically down the street, lost in thought.
او به صورت رباتیک در خیابان پیاده روی کرد و در فکر خود غرق بود.
the drone flew robotically along the designated route.
درونز به صورت رباتیک در مسیر مشخص شده پرواز کرد.
the security guard patrolled robotically, checking each door.
گارد امنیت به صورت رباتیک پатرول کرد و هر در را بررسی کرد.
the algorithm executed robotically, processing the data efficiently.
الگوریتم به صورت رباتیک اجرا شد و داده ها را به طور کارآمد پردازش کرد.
the dancer’s movements were initially stiff and robotically precise.
حرکات رقصنده اولیه آن سفت و به صورت رباتیک دقیق بود.
performed robotically
به صورت رباتیک انجام شد
moving robotically
به صورت رباتیک حرکت کرد
robotically speaking
از نظر رباتیک
acted robotically
به صورت رباتیک اجرا شد
robotically precise
دقت رباتیک
doing robotically
به صورت رباتیک انجام میدهد
repeated robotically
به صورت رباتیک تکرار شد
sounded robotically
به صورت رباتیک صدا داد
worked robotically
به صورت رباتیک کار کرد
responded robotically
به صورت رباتیک پاسخ داد
the machine performed the task robotically, following the programmed sequence.
ماشین به صورت رباتیک واجر سری اجرایی برنامه را انجام داد.
he delivered the speech robotically, lacking any genuine emotion.
او به صورت رباتیک سخنرانی را ارائه کرد و هیچ احساس واقعی ای نداشت.
the factory workers moved robotically along the assembly line.
کارگران کارخانه به صورت رباتیک در طول خط تولید حرکت کردند.
the robot arm moved robotically to grasp the object.
دست ربات به صورت رباتیک حرکت کرد تا آبجکت را بگیرد.
she responded to his question robotically, without thinking.
او به سوال او به صورت رباتیک پاسخ داد و بدون فکر کردن.
the automated system operated robotically, ensuring consistent results.
سیستم خودکار به صورت رباتیک عمل کرد و نتایج یکنواخت را تضمین کرد.
he walked robotically down the street, lost in thought.
او به صورت رباتیک در خیابان پیاده روی کرد و در فکر خود غرق بود.
the drone flew robotically along the designated route.
درونز به صورت رباتیک در مسیر مشخص شده پرواز کرد.
the security guard patrolled robotically, checking each door.
گارد امنیت به صورت رباتیک پатرول کرد و هر در را بررسی کرد.
the algorithm executed robotically, processing the data efficiently.
الگوریتم به صورت رباتیک اجرا شد و داده ها را به طور کارآمد پردازش کرد.
the dancer’s movements were initially stiff and robotically precise.
حرکات رقصنده اولیه آن سفت و به صورت رباتیک دقیق بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید