workgrouping

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروه کوچک که با هم کار می‌کنند

جملات نمونه

Our workgroup is collaborating on a new project.

گروه کاری ما در حال همکاری در یک پروژه جدید است.

I enjoy working with my colleagues in the workgroup.

من از کار کردن با همکارانم در گروه کاری لذت می برم.

The workgroup meeting has been rescheduled to next week.

جلسه گروه کاری به هفته آینده منتقل شده است.

She is the team leader of our workgroup.

او رهبر تیم گروه کاری ما است.

The workgroup is responsible for analyzing market trends.

گروه کاری مسئول تجزیه و تحلیل روند بازار است.

We need to brainstorm ideas in the workgroup meeting.

ما باید ایده ها را در جلسه گروه کاری مطرح کنیم.

The workgroup members have diverse backgrounds and skills.

اعضای گروه کاری دارای پیشینه و مهارت های متنوعی هستند.

The workgroup is focused on improving customer satisfaction.

گروه کاری بر بهبود رضایت مشتری تمرکز دارد.

Regular communication is key for a successful workgroup.

ارتباط منظم برای یک گروه کاری موفق کلیدی است.

The workgroup needs to finalize the budget for the project.

گروه کاری باید بودجه پروژه را نهایی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید