wrack and ruin
تباهی و زوال
wreck and wrack
خرابی و ورشکستگی
there was a thin moon, a wrack of cloud.
یک ماه کمنور و مجموعهای از ابرها وجود داشت.
atmospheric tide; the tides that wrack Saturn's moons.
جزر و مد جوی؛ جزر و مدی که قمرهای زحل را در هم میکوبد.
Earnest thriller-cum-weepie starring Russell Crowe as a maths genius whose life is wracked by schizophrenia.
تریلر-گریه جدی با بازی راسل کرو به عنوان یک نابغه ریاضی که زندگی او توسط اسکیزوفرنی درهم شکسته شده است.
The storm wracked the coast with strong winds and heavy rain.
طوفان با وزش بادهای شدید و بارانهای سنگین ساحل را در هم کوبید.
The earthquake wracked the city, causing widespread destruction.
زلزله شهر را ویران کرد و خسارات گستردهای به بار آورد.
She was wracked with guilt after lying to her friend.
پس از دروغ گفتن به دوستش، او با احساس گناه دست و پنجه نرم میکرد.
The disease wracked his body, leaving him weak and exhausted.
بیماری بدن او را در هم کوبید و او را ضعیف و خسته رها کرد.
The company was wracked by internal conflicts among the executives.
شرکت به دلیل درگیریهای داخلی بین مدیران، دچار مشکل شد.
The news of the accident wracked her nerves as she waited for updates.
خبر حادثه، اعصاب او را به هم ریخت، در حالی که منتظر دریافت اخبار بود.
The uncertainty of the future wracked his mind with worry.
عدم قطعیت در مورد آینده، ذهن او را با نگرانی درگیر کرد.
The war wracked the country for years, leaving a trail of devastation.
جنگ سالها کشور را در هم کوبید و ویرانی به جا گذاشت.
His addiction wracked his relationships with family and friends.
اعتیاد او روابطش با خانواده و دوستان را از بین برد.
The constant stress of work wracked her body with tension and pain.
استرس مداوم ناشی از کار، بدن او را با تنش و درد درهم کوبید.
wrack and ruin
تباهی و زوال
wreck and wrack
خرابی و ورشکستگی
there was a thin moon, a wrack of cloud.
یک ماه کمنور و مجموعهای از ابرها وجود داشت.
atmospheric tide; the tides that wrack Saturn's moons.
جزر و مد جوی؛ جزر و مدی که قمرهای زحل را در هم میکوبد.
Earnest thriller-cum-weepie starring Russell Crowe as a maths genius whose life is wracked by schizophrenia.
تریلر-گریه جدی با بازی راسل کرو به عنوان یک نابغه ریاضی که زندگی او توسط اسکیزوفرنی درهم شکسته شده است.
The storm wracked the coast with strong winds and heavy rain.
طوفان با وزش بادهای شدید و بارانهای سنگین ساحل را در هم کوبید.
The earthquake wracked the city, causing widespread destruction.
زلزله شهر را ویران کرد و خسارات گستردهای به بار آورد.
She was wracked with guilt after lying to her friend.
پس از دروغ گفتن به دوستش، او با احساس گناه دست و پنجه نرم میکرد.
The disease wracked his body, leaving him weak and exhausted.
بیماری بدن او را در هم کوبید و او را ضعیف و خسته رها کرد.
The company was wracked by internal conflicts among the executives.
شرکت به دلیل درگیریهای داخلی بین مدیران، دچار مشکل شد.
The news of the accident wracked her nerves as she waited for updates.
خبر حادثه، اعصاب او را به هم ریخت، در حالی که منتظر دریافت اخبار بود.
The uncertainty of the future wracked his mind with worry.
عدم قطعیت در مورد آینده، ذهن او را با نگرانی درگیر کرد.
The war wracked the country for years, leaving a trail of devastation.
جنگ سالها کشور را در هم کوبید و ویرانی به جا گذاشت.
His addiction wracked his relationships with family and friends.
اعتیاد او روابطش با خانواده و دوستان را از بین برد.
The constant stress of work wracked her body with tension and pain.
استرس مداوم ناشی از کار، بدن او را با تنش و درد درهم کوبید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید