wreak havoc
ایجاد هرج و مرج
wreak revenge
انتقام بگیر
wreak havoc on
آشوب به وجود آوردن بر
wreak havoc in
آشوب به وجود آوردن در
wreak destruction
نابودی به بار آوردن
schoolchildren wreaking havoc in the classroom.
کودکان مدرسه در حال به هم زدن کلاس.
wreak one's thought upon expression
بیان افکار و احساسات خود
The wind will wreak havoc on my garden.
باد باغ من را ویران خواهد کرد.
The earthquake wreaked havoc on the city.
زلزله ویرانی به بار آورد.
torrential rainstorms wreaked havoc yesterday.
بارانهای شدید طوفانی باعث ایجاد هرج و مرج شدند.
grant me some knight to wreak me for my son.
به من اجازه دهید تا برای پسرم انتقام بگیرم.
the environmental damage wreaked by ninety years of phosphate mining.
آسیب های زیست محیطی ناشی از نود سال استخراج فسفات.
She is determined to wreak vengeance on those who killed her cousin.
او مصمم است که انتقام کسانی را بگیرد که پسرعموی او را به قتل رسانده اند.
he was determined to wreak his revenge on the girl who had rejected him.
او مصمم بود انتقام خود را از دختری که او را پس زده بود بگیرد.
The terrible storms wreaked havoc with electricity supplies, because so many power lines were down.
طوفانهای وحشتناک باعث اختلال در تامین برق شدند، زیرا خطوط برق زیادی قطع شده بودند.
Very similar to a hedgehog, except that the knarl takes offense easily and will wreak havoc on garden plants (FB).
بسیار شبیه به یک خوک آبی، به جز اینکه knarl به راحتی ناراحت میشود و ویرانی به بار میآورد (FB).
wreak havoc
ایجاد هرج و مرج
wreak revenge
انتقام بگیر
wreak havoc on
آشوب به وجود آوردن بر
wreak havoc in
آشوب به وجود آوردن در
wreak destruction
نابودی به بار آوردن
schoolchildren wreaking havoc in the classroom.
کودکان مدرسه در حال به هم زدن کلاس.
wreak one's thought upon expression
بیان افکار و احساسات خود
The wind will wreak havoc on my garden.
باد باغ من را ویران خواهد کرد.
The earthquake wreaked havoc on the city.
زلزله ویرانی به بار آورد.
torrential rainstorms wreaked havoc yesterday.
بارانهای شدید طوفانی باعث ایجاد هرج و مرج شدند.
grant me some knight to wreak me for my son.
به من اجازه دهید تا برای پسرم انتقام بگیرم.
the environmental damage wreaked by ninety years of phosphate mining.
آسیب های زیست محیطی ناشی از نود سال استخراج فسفات.
She is determined to wreak vengeance on those who killed her cousin.
او مصمم است که انتقام کسانی را بگیرد که پسرعموی او را به قتل رسانده اند.
he was determined to wreak his revenge on the girl who had rejected him.
او مصمم بود انتقام خود را از دختری که او را پس زده بود بگیرد.
The terrible storms wreaked havoc with electricity supplies, because so many power lines were down.
طوفانهای وحشتناک باعث اختلال در تامین برق شدند، زیرا خطوط برق زیادی قطع شده بودند.
Very similar to a hedgehog, except that the knarl takes offense easily and will wreak havoc on garden plants (FB).
بسیار شبیه به یک خوک آبی، به جز اینکه knarl به راحتی ناراحت میشود و ویرانی به بار میآورد (FB).
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید