wreak

[ایالات متحده]/riːk/
[بریتانیا]/riːk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. سبب (آسیب یا خسارت)
Word Forms
شکل سوم شخص مفردwreaks
زمان گذشتهwreaked
قسمت سوم فعلwreaked
صفت یا فعل حال استمراریwreaking
جمعwreaks

عبارات و ترکیب‌ها

wreak havoc

ایجاد هرج و مرج

wreak revenge

انتقام بگیر

wreak havoc on

آشوب به وجود آوردن بر

wreak havoc in

آشوب به وجود آوردن در

wreak destruction

نابودی به بار آوردن

جملات نمونه

schoolchildren wreaking havoc in the classroom.

کودکان مدرسه در حال به هم زدن کلاس.

wreak one's thought upon expression

بیان افکار و احساسات خود

The wind will wreak havoc on my garden.

باد باغ من را ویران خواهد کرد.

The earthquake wreaked havoc on the city.

زلزله ویرانی به بار آورد.

torrential rainstorms wreaked havoc yesterday.

باران‌های شدید طوفانی باعث ایجاد هرج و مرج شدند.

grant me some knight to wreak me for my son.

به من اجازه دهید تا برای پسرم انتقام بگیرم.

the environmental damage wreaked by ninety years of phosphate mining.

آسیب های زیست محیطی ناشی از نود سال استخراج فسفات.

She is determined to wreak vengeance on those who killed her cousin.

او مصمم است که انتقام کسانی را بگیرد که پسرعموی او را به قتل رسانده اند.

he was determined to wreak his revenge on the girl who had rejected him.

او مصمم بود انتقام خود را از دختری که او را پس زده بود بگیرد.

The terrible storms wreaked havoc with electricity supplies, because so many power lines were down.

طوفان‌های وحشتناک باعث اختلال در تامین برق شدند، زیرا خطوط برق زیادی قطع شده بودند.

Very similar to a hedgehog, except that the knarl takes offense easily and will wreak havoc on garden plants (FB).

بسیار شبیه به یک خوک آبی، به جز اینکه knarl به راحتی ناراحت می‌شود و ویرانی به بار می‌آورد (FB).

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید