wickedly wricked
به طرز وحشتناکی شرور
wricked sense
حس شرورانه
wrecked and wricked
ویران و شرور
wricked humor
طنز شرورانه
wricked thoughts
افکار شرورانه
wricked fate
سرنوشت شرورانه
wricked smile
لبخند شرورانه
wricked plans
برنامههای شرورانه
wricked reality
واقعیت شرورانه
wricked world
جهان شرورانه
he wricked his ankle while playing soccer.
او در حین بازی فوتبال، مچ پا را پیچاند.
the storm wricked havoc on the coastal towns.
طوفان ویرانی به شهرکهای ساحلی وارد کرد.
she wricked the lid off the jar with a knife.
او با چاقو درب شیشه را باز کرد.
his plans were wricked by unforeseen circumstances.
برنامههای او توسط شرایط پیشبینی نشده مختل شد.
the mechanic wricked the engine to fix the issue.
مکانیک موتور را تعمیر کرد تا مشکل را برطرف کند.
they wricked the furniture to get it through the door.
آنها مبلمان را جابجا کردند تا بتوانند از در عبور کنند.
she wricked her neck while sleeping.
او در حین خواب گردنش را پیچاند.
the wind wricked the branches off the tree.
باد شاخهها را از درخت جدا کرد.
he wricked the paper into a ball.
او کاغذ را به یک توپ تبدیل کرد.
they wricked their faces in disbelief.
آنها با ناباوری چهرههای خود را به هم نشان دادند.
wickedly wricked
به طرز وحشتناکی شرور
wricked sense
حس شرورانه
wrecked and wricked
ویران و شرور
wricked humor
طنز شرورانه
wricked thoughts
افکار شرورانه
wricked fate
سرنوشت شرورانه
wricked smile
لبخند شرورانه
wricked plans
برنامههای شرورانه
wricked reality
واقعیت شرورانه
wricked world
جهان شرورانه
he wricked his ankle while playing soccer.
او در حین بازی فوتبال، مچ پا را پیچاند.
the storm wricked havoc on the coastal towns.
طوفان ویرانی به شهرکهای ساحلی وارد کرد.
she wricked the lid off the jar with a knife.
او با چاقو درب شیشه را باز کرد.
his plans were wricked by unforeseen circumstances.
برنامههای او توسط شرایط پیشبینی نشده مختل شد.
the mechanic wricked the engine to fix the issue.
مکانیک موتور را تعمیر کرد تا مشکل را برطرف کند.
they wricked the furniture to get it through the door.
آنها مبلمان را جابجا کردند تا بتوانند از در عبور کنند.
she wricked her neck while sleeping.
او در حین خواب گردنش را پیچاند.
the wind wricked the branches off the tree.
باد شاخهها را از درخت جدا کرد.
he wricked the paper into a ball.
او کاغذ را به یک توپ تبدیل کرد.
they wricked their faces in disbelief.
آنها با ناباوری چهرههای خود را به هم نشان دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید