wricked

[ایالات متحده]/wrɪkt/
[بریتانیا]/wrɪkt/

ترجمه

v. گذشته و گذشته‌ی مشارکتی از wrick

عبارات و ترکیب‌ها

wickedly wricked

به طرز وحشتناکی شرور

wricked sense

حس شرورانه

wrecked and wricked

ویران و شرور

wricked humor

طنز شرورانه

wricked thoughts

افکار شرورانه

wricked fate

سرنوشت شرورانه

wricked smile

لبخند شرورانه

wricked plans

برنامه‌های شرورانه

wricked reality

واقعیت شرورانه

wricked world

جهان شرورانه

جملات نمونه

he wricked his ankle while playing soccer.

او در حین بازی فوتبال، مچ پا را پیچاند.

the storm wricked havoc on the coastal towns.

طوفان ویرانی به شهرک‌های ساحلی وارد کرد.

she wricked the lid off the jar with a knife.

او با چاقو درب شیشه را باز کرد.

his plans were wricked by unforeseen circumstances.

برنامه‌های او توسط شرایط پیش‌بینی نشده مختل شد.

the mechanic wricked the engine to fix the issue.

مکانیک موتور را تعمیر کرد تا مشکل را برطرف کند.

they wricked the furniture to get it through the door.

آنها مبلمان را جابجا کردند تا بتوانند از در عبور کنند.

she wricked her neck while sleeping.

او در حین خواب گردنش را پیچاند.

the wind wricked the branches off the tree.

باد شاخه‌ها را از درخت جدا کرد.

he wricked the paper into a ball.

او کاغذ را به یک توپ تبدیل کرد.

they wricked their faces in disbelief.

آنها با ناباوری چهره‌های خود را به هم نشان دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید