wrings hands
دست ها را فشار می دهد
wrings out
از بین می برد
wrings neck
گردن را فشار می دهد
wrings truth
حقیقت را فشار می دهد
wrings tears
اشک ها را فشار می دهد
wrings joy
شادی را فشار می دهد
wrings life
زندگی را فشار می دهد
wrings pain
درد را فشار می دهد
wrings energy
انرژی را فشار می دهد
wrings out stress
استرس را از بین می برد
she wrings out the wet clothes before hanging them up.
او لباسهای خیس را قبل از آویزان کردن آنها میگیرد.
the chef wrings the excess water from the spinach.
سرآشپز آب اضافی را از اسفناج میگیرد.
he wrings his hands in anxiety while waiting for the news.
او در حالی که منتظر اخبار است، دستهای خود را از اضطراب میفشارد.
after the rain, she wrings out her hair with a towel.
بعد از باران، او با حوله موهای خود را میگیرد.
they wring out their towels after swimming.
آنها حوله های خود را بعد از شنا خشک می کنند.
he wrings every bit of juice from the lemon.
او تمام آب لیمو را میگیرد.
she wrings her hands nervously before the presentation.
او قبل از ارائه، دستهای خود را با اضطراب میفشارد.
the worker wrings out the mop to clean the floor.
کارگر برای تمیز کردن کف، تی را میگیرد.
he wrings his shirt out after working in the rain.
او بعد از کار در باران، پیراهن خود را میگیرد.
she wrings the cloth to remove any dirt.
او پارچه را میگیرد تا هرگونه کثیفی را از بین ببرد.
wrings hands
دست ها را فشار می دهد
wrings out
از بین می برد
wrings neck
گردن را فشار می دهد
wrings truth
حقیقت را فشار می دهد
wrings tears
اشک ها را فشار می دهد
wrings joy
شادی را فشار می دهد
wrings life
زندگی را فشار می دهد
wrings pain
درد را فشار می دهد
wrings energy
انرژی را فشار می دهد
wrings out stress
استرس را از بین می برد
she wrings out the wet clothes before hanging them up.
او لباسهای خیس را قبل از آویزان کردن آنها میگیرد.
the chef wrings the excess water from the spinach.
سرآشپز آب اضافی را از اسفناج میگیرد.
he wrings his hands in anxiety while waiting for the news.
او در حالی که منتظر اخبار است، دستهای خود را از اضطراب میفشارد.
after the rain, she wrings out her hair with a towel.
بعد از باران، او با حوله موهای خود را میگیرد.
they wring out their towels after swimming.
آنها حوله های خود را بعد از شنا خشک می کنند.
he wrings every bit of juice from the lemon.
او تمام آب لیمو را میگیرد.
she wrings her hands nervously before the presentation.
او قبل از ارائه، دستهای خود را با اضطراب میفشارد.
the worker wrings out the mop to clean the floor.
کارگر برای تمیز کردن کف، تی را میگیرد.
he wrings his shirt out after working in the rain.
او بعد از کار در باران، پیراهن خود را میگیرد.
she wrings the cloth to remove any dirt.
او پارچه را میگیرد تا هرگونه کثیفی را از بین ببرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید