contorts

[ایالات متحده]/kənˈtɔːts/
[بریتانیا]/kənˈtɔrts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. خم می‌شود یا تغییر شکل می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

body contorts

بدن به خود می‌پیچد

mind contorts

ذهن به خود می‌پیچد

emotion contorts

احساسات به خود می‌پیچند

face contorts

چهره به خود می‌پیچد

pain contorts

درد به خود می‌پیچد

reality contorts

واقعیت به خود می‌پیچد

movement contorts

حرکت به خود می‌پیچد

image contorts

تصویر به خود می‌پیچد

time contorts

زمان به خود می‌پیچد

space contorts

فضای به خود می‌پیچد

جملات نمونه

his face contorts with pain during the workout.

چهره‌اش در حین تمرین با درد مچاله می‌شود.

she contorts her body into unusual shapes while dancing.

او در حین رقص، بدنش را به شکل‌های غیرمعمول مچاله می‌کند.

the actor contorts his voice to match the character.

بازیگر صدای خود را برای مطابقت با شخصیت تغییر می‌دهد.

as the storm rages, the trees contort in the wind.

همانطور که طوفان می‌خروشد، درختان در باد مچاله می‌شوند.

he often contorts his arguments to fit his narrative.

او اغلب استدلال‌های خود را برای مطابقت با روایت خود تغییر می‌دهد.

the gymnast contorts her body gracefully during the routine.

ژیمناستیک‌کار به طور ظریف در طول تمرین بدنش را مچاله می‌کند.

her smile contorts into a frown when she hears the news.

وقتی خبر را می‌شنود، لبخندش به اخم تبدیل می‌شود.

the artist contorts the clay into intricate designs.

هنرمند خاک رس را به طرح‌های پیچیده تبدیل می‌کند.

his expression contorts with frustration as he struggles.

همانطور که تلاش می‌کند، چهره‌اش با ناامیدی مچاله می‌شود.

the puppet master skillfully contorts the strings to animate the puppet.

عروسک‌نویس به طرز ماهرانه ای نخ‌ها را برای زنده کردن عروسک دستکاری می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید