writtenness

[ایالات متحده]/ˈrɪtənnəs/
[بریتانیا]/ˈrɪtənnəs/

ترجمه

n. ویژگی یا حالت نوشته شده؛ ویژگی‌های نوشته‌شده در مقابل زبان گفتاری.

جملات نمونه

academic writing's writtenness demands precise citations and formal structure.

نگارش آکادمیک، نیازمند استناد دقیق و ساختار رسمی به دلیل ویژگی نوشتاری آن است.

linguists study the writtenness of language to understand its evolution.

زبان‌شناسان ویژگی نوشتاری زبان را مطالعه می‌کنند تا تکامل آن را درک کنند.

the writtenness of legal contracts ensures clarity and enforceability.

ویژگی نوشتاری قراردادهای قانونی، وضوح و قابلیت اجرا را تضمین می‌کند.

writtenness distinguishes text from spontaneous oral communication.

ویژگی نوشتاری، متن را از ارتباط شفاهی خودجوش متمایز می‌کند.

the novel's writtenness creates a lasting impression on readers.

ویژگی نوشتاری رمان، تأثیر ماندگاری بر خوانندگان می‌گذارد.

historians examine the writtenness of ancient inscriptions for clues.

تاریخ‌نگاران ویژگی نوشتاری کتیبه‌های باستانی را برای یافتن سرنخ‌ها بررسی می‌کنند.

the writtenness of personal diaries provides emotional reflection.

ویژگی نوشتاری دفترچه خاطرات شخصی، بازتاب احساسی را فراهم می‌کند.

writtenness transforms fleeting thoughts into permanent records.

ویژگی نوشتاری، افکار گذرا را به سوابق دائمی تبدیل می‌کند.

formal correspondence's writtenness conveys professionalism.

ویژگی نوشتاری مکاتبات رسمی، حرفه‌ای بودن را نشان می‌دهد.

understanding writtenness helps analyze historical documents.

درک ویژگی نوشتاری به تحلیل اسناد تاریخی کمک می‌کند.

the writtenness of emails differs from traditional letters.

ویژگی نوشتاری ایمیل‌ها با نامه‌های سنتی متفاوت است.

scholars debate the writtenness of digital communication forms.

محققان در مورد ویژگی نوشتاری فرم‌های ارتباط دیجیتال بحث می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید