x-axis

[ایالات متحده]/[ˈeksɪ.əs]/
[بریتانیا]/[ˈeksɪ.əs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. محور افقی در یک سیستم مختصات؛ محور افقی یک نمودار.
Word Forms
جمعx-axes

عبارات و ترکیب‌ها

x-axis label

برچسب محور x

plot the x-axis

رسم محور x

x-axis value

مقدار محور x

along the x-axis

روی محور x

x-axis position

موقعیت محور x

x-axis scale

مقیاس محور x

x-axis range

دامنه محور x

x-axis direction

جهت محور x

x-axis represents

محور x نشان می‌دهد

x-axis origin

مبدأ محور x

جملات نمونه

the data points were plotted along the x-axis.

نقطه داده‌ها روی محور x رسم شدند.

we measured the time on the x-axis and the temperature on the y-axis.

ما زمان را روی محور x و دمای را روی محور y اندازه گرفتیم.

the x-axis represents the number of years.

محور x تعداد سال‌ها را نشان می‌دهد.

the graph showed a clear trend across the x-axis.

نمودار یک روند واضح روی محور x نشان داد.

the x-axis scale ranges from zero to one hundred.

مقیاس محور x از صفر تا یکصد متغیر است.

we need to label the x-axis clearly.

ما نیاز داریم تا محور x را به روشنی برچسب‌گذاری کنیم.

the x-axis indicates the independent variable.

محور x متغیر مستقل را نشان می‌دهد.

the x-axis is labeled in millimeters.

محور x با میلی‌متر برچسب‌گذاری شده است.

the relationship between these variables is shown on the x-axis and y-axis.

رابطه بین این متغیرها روی محور x و y نشان داده شده است.

the x-axis value increased significantly.

مقدار محور x به طور قابل توجهی افزایش یافت.

we analyzed the data by comparing values along the x-axis.

ما داده‌ها را با مقایسه مقادیر روی محور x تحلیل کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید