yanks win
برد یانکس
yanks lose
شکست یانکس
yanks game
بازی یانکس
yanks fans
هواداران یانکس
yanks roster
ترکیب یانکس
yanks stadium
استادیوم یانکس
yanks series
سری یانکس
yanks coach
مربی یانکس
yanks player
بازیکن یانکس
yanks victory
پیروزی یانکس
he yanks the door open with great force.
او با نیروی زیاد در می آورد.
she yanks the blanket off the bed every morning.
او هر روز صبح پتو را از روی تختخواب می کشد.
the mechanic yanks the engine out of the car.
مکانیک موتور را از ماشین بیرون می کشد.
he yanks the fishing line to catch the fish.
او نخ ماهیگیری را می کشد تا ماهی را صید کند.
she yanks her hair back into a ponytail.
او موهایش را دوباره به یک دم اسبی می کشد.
the child yanks the toy from his friend's hand.
کودک اسباب بازی را از دست دوستش می کشد.
he yanks the lever down to start the machine.
او اهرم را پایین می کشد تا دستگاه را راه اندازی کند.
she yanks the curtain open to let in the light.
او پرده را کنار می زند تا نور وارد شود.
the dog yanks at the leash during the walk.
سگ در حین پیاده روی به بند قلاده می کشد.
he yanks the notebook from his backpack.
او دفترچه یادداشت را از کوله پشتی خود بیرون می کشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید