year-old

[ایالات متحده]/ˈjɪəˌəʊld/
[بریتانیا]/ˈjɪrˌoʊld/

ترجمه

adj. برای نشان دادن سن فرد مورد استفاده قرار می‌گیرد
Word Forms
جمعyear-olds

عبارات و ترکیب‌ها

year-old child

کودک سال

year-old car

خودروی سال

year-old tree

درخت سال

year-old building

ساختمان سال

year-old wine

شراب سال

year-old friend

دوست سال

year-old company

شرکت سال

year-old problem

مشکل سال

year-old house

خانه سال

year-old student

دانشجو سال

جملات نمونه

the five-year-old boy loved playing with his toy cars.

پسر پنج ساله عاشق بازی با ماشین‌های اسباب‌بازی‌اش بود.

she is a bright seven-year-old student in the third grade.

او یک دانش‌آموز باهوش هفت ساله در پایه سوم است.

my ten-year-old daughter is learning to ride a bike.

دختر ده ساله من در حال یادگیری دوچرخه سواری است.

the two-year-old toddler was napping in his crib.

کودک دو ساله در تخت خود چرت می زد.

he's a lively twelve-year-old with a passion for soccer.

او یک دوازده ساله پرانرژی با اشتیاق به فوتبال است.

the eight-year-old girl presented a beautiful flower to her teacher.

دختر هشت ساله یک گل زیبا به معلم خود ارائه داد.

our four-year-old son enjoys watching cartoons on saturday mornings.

پسر چهار ساله ما از تماشای کارتون در روزهای شنبه صبح لذت می برد.

the nine-year-old student won the science fair competition.

دانش آموز نه ساله مسابقه علمی را برد.

he's a curious six-year-old who always asks questions.

او یک شش ساله کنجکاو است که همیشه سوال می پرسد.

the thirteen-year-old started middle school last fall.

او سال گذشته وارد مدرسه راهنمایی شد.

a one-year-old puppy chewed on my shoe.

یک توله سگ یک ساله کفش من را جوید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید