yoking

[ایالات متحده]/ˈjəʊkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈjoʊkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل پیوستن یا مرتبط کردن؛ مرز یک منطقه معدن

عبارات و ترکیب‌ها

yoking together

یک‌همی‌سازی

yoking animals

یک‌همی‌سازی حیوانات

yoking forces

یک‌همی‌سازی نیروها

yoking ideas

یک‌همی‌سازی ایده‌ها

yoking partners

یک‌همی‌سازی شرکا

yoking efforts

یک‌همی‌سازی تلاش‌ها

yoking interests

یک‌همی‌سازی منافع

yoking resources

یک‌همی‌سازی منابع

yoking concepts

یک‌همی‌سازی مفاهیم

yoking traditions

یک‌همی‌سازی سنت‌ها

جملات نمونه

yoking together the two ideas can lead to innovative solutions.

اتصال دادن دو ایده می تواند منجر به راه حل های نوآورانه شود.

the farmer was yoking the oxen for the day’s work.

کشاورز گاوها را برای کار روز در نظر داشت.

yoking their efforts, the team achieved remarkable results.

با تلاش های خود، تیم به نتایج چشمگیری دست یافت.

they are yoking their resources to tackle the project.

آنها منابع خود را برای مقابله با پروژه در نظر می گیرند.

yoking the past with the present can provide valuable insights.

وصل کردن گذشته با حال می تواند بینش های ارزشمندی ارائه دهد.

the concept of yoking tradition and modernity is often debated.

مفهوم وصل کردن سنت و مدرنیته اغلب مورد بحث قرار می گیرد.

yoking various disciplines can enhance learning experiences.

وصل کردن رشته های مختلف می تواند تجربیات یادگیری را افزایش دهد.

they are yoking their talents to create a powerful campaign.

آنها استعدادهای خود را برای ایجاد یک کمپین قدرتمند در نظر می گیرند.

yoking together different cultures enriches our community.

وصل کردن فرهنگ های مختلف، جامعه ما را غنی می کند.

yoking the two systems can improve efficiency.

وصل کردن دو سیستم می تواند کارایی را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید