cloaked figure
چهره نقابدار
cloaked threat
تهدید پنهان
cloaked in mystery
در پردهی رمز و راز
cloaked intentions
قصد پنهان
cloaked identity
هویت پنهان
cloaked danger
خطر پنهان
cloaked presence
حضور پنهان
cloaked agenda
برنامه پنهان
cloaked message
پیام پنهان
the spy moved cloaked in darkness, avoiding detection.
جاسوس در تاریکی پنهان حرکت میکرد و از شناسایی اجتناب مینمود.
he spoke in a cloaked manner, hiding his true intentions.
او به روشی پنهانی صحبت میکرد و قصد اصلی خود را پنهان میداشت.
the truth was cloaked in mystery, leaving everyone puzzled.
حقیقت در پردهای از رمز و راز بود که باعث سردرگمی همه میشد.
she wore a cloaked outfit that added to her allure.
او لباس پوشیده بود که جذابیت او را بیشتر میکرد.
the cloaked figure vanished into the shadows.
شخصیت پوشیده ناپدید شد.
his emotions were cloaked behind a calm facade.
احساسات او پشت چهرهای آرام پنهان شده بود.
the ancient ruins were cloaked in vines and foliage.
آثار باستانی در پوششی از تاک و گیاهان قرار داشتند.
they discussed the issue in a cloaked manner to avoid confrontation.
آنها مسئله را به روشی پنهانی مورد بحث قرار دادند تا از رویارویی اجتناب کنند.
the legend was cloaked in tales of heroism and adventure.
افسانه در قصههای قهرمانی و ماجراجویی پوشیده شده بود.
her laughter was cloaked in sadness, hinting at her struggles.
خندههای او در غم و اندوه پنهان شده بود و به مشکلاتش اشاره میکرد.
cloaked figure
چهره نقابدار
cloaked threat
تهدید پنهان
cloaked in mystery
در پردهی رمز و راز
cloaked intentions
قصد پنهان
cloaked identity
هویت پنهان
cloaked danger
خطر پنهان
cloaked presence
حضور پنهان
cloaked agenda
برنامه پنهان
cloaked message
پیام پنهان
the spy moved cloaked in darkness, avoiding detection.
جاسوس در تاریکی پنهان حرکت میکرد و از شناسایی اجتناب مینمود.
he spoke in a cloaked manner, hiding his true intentions.
او به روشی پنهانی صحبت میکرد و قصد اصلی خود را پنهان میداشت.
the truth was cloaked in mystery, leaving everyone puzzled.
حقیقت در پردهای از رمز و راز بود که باعث سردرگمی همه میشد.
she wore a cloaked outfit that added to her allure.
او لباس پوشیده بود که جذابیت او را بیشتر میکرد.
the cloaked figure vanished into the shadows.
شخصیت پوشیده ناپدید شد.
his emotions were cloaked behind a calm facade.
احساسات او پشت چهرهای آرام پنهان شده بود.
the ancient ruins were cloaked in vines and foliage.
آثار باستانی در پوششی از تاک و گیاهان قرار داشتند.
they discussed the issue in a cloaked manner to avoid confrontation.
آنها مسئله را به روشی پنهانی مورد بحث قرار دادند تا از رویارویی اجتناب کنند.
the legend was cloaked in tales of heroism and adventure.
افسانه در قصههای قهرمانی و ماجراجویی پوشیده شده بود.
her laughter was cloaked in sadness, hinting at her struggles.
خندههای او در غم و اندوه پنهان شده بود و به مشکلاتش اشاره میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید