| قسمت سوم فعل | clothed |
wearing clothes
پوشیدن لباس
he was clothed in fine array.
او با لباسهای خوب پوشیده شده بود.
Francesca was clothed all in white.
فرانسسکو کاملاً با لباس سفید پوشیده شده بود.
A judge is clothed with the authority of the state.
یک قاضی با اقتدار دولت پوشانده شده است.
The sun clothed the hill with light.
خورشید تپه را با نور پوشاند.
luxuriant tropical forests clothed the islands.
جنگلهای استوایی سرسبز جزایر را پوشاندند.
he is clothed with the personality and character of Jesus.
او با شخصیت و رفتار عیسی پوشانده شده است.
a small, skeletal boy clothed in rags.
یک پسر کوچک و اسکلتی که با لباسهای مندرس پوشیده شده بود.
trees clothed in leafy splendor;
درختان با شکوه برگدار.
The trees are clothed in green leaves.
درختان با برگهای سبز پوشیده شدهاند.
Her partially clothed body was found in woods nearby.
بدن او که به طور جزئی برهنه بود، در جنگلهای نزدیک پیدا شد.
ladies clothed in raiment bedecked with jewels.
خانمهایی که لباسهایشان با جواهرات تزئین شده بود.
she took off her shoes and lay down fully clothed .
او کفشش را درآورد و کاملاً لباس پوشیده دراز کشید.
They are clothed in black, with a guimpe, which, in accordance with the express command of Saint-Benoit, mounts to the chin.
آنها لباس سیاه پوشیده اند، با یک گومپ که مطابق با دستور صریح سنت بنویت، به چانه می رسد.
Brittany, still clothed only in her underwear and nightshirt, was lying in the snow.
بریتنی، که هنوز فقط با لباس زیر و پیراهن شب خود پوشیده شده بود، روی برف دراز کشیده بود.
A towrope as thick as a man's arm extended from several scantily clothed tow-men, all the way to the bow.
یک طناب بکسل به ضخامت بازوی یک مرد از چندین مرد بکسل که به طور جزئی پوشیده شده بودند، تا نوک کشتی امتداد داشت.
Then the man clothed in linen, who had the inkpot at his side, came back and said, I have done what you gave me orders to do.
سپس مردی که با پارچه پوشیده شده بود و یک نیراج در کنارش داشت، بازگشت و گفت: کاری را که دستور داده بودید انجام دادم.
wearing clothes
پوشیدن لباس
he was clothed in fine array.
او با لباسهای خوب پوشیده شده بود.
Francesca was clothed all in white.
فرانسسکو کاملاً با لباس سفید پوشیده شده بود.
A judge is clothed with the authority of the state.
یک قاضی با اقتدار دولت پوشانده شده است.
The sun clothed the hill with light.
خورشید تپه را با نور پوشاند.
luxuriant tropical forests clothed the islands.
جنگلهای استوایی سرسبز جزایر را پوشاندند.
he is clothed with the personality and character of Jesus.
او با شخصیت و رفتار عیسی پوشانده شده است.
a small, skeletal boy clothed in rags.
یک پسر کوچک و اسکلتی که با لباسهای مندرس پوشیده شده بود.
trees clothed in leafy splendor;
درختان با شکوه برگدار.
The trees are clothed in green leaves.
درختان با برگهای سبز پوشیده شدهاند.
Her partially clothed body was found in woods nearby.
بدن او که به طور جزئی برهنه بود، در جنگلهای نزدیک پیدا شد.
ladies clothed in raiment bedecked with jewels.
خانمهایی که لباسهایشان با جواهرات تزئین شده بود.
she took off her shoes and lay down fully clothed .
او کفشش را درآورد و کاملاً لباس پوشیده دراز کشید.
They are clothed in black, with a guimpe, which, in accordance with the express command of Saint-Benoit, mounts to the chin.
آنها لباس سیاه پوشیده اند، با یک گومپ که مطابق با دستور صریح سنت بنویت، به چانه می رسد.
Brittany, still clothed only in her underwear and nightshirt, was lying in the snow.
بریتنی، که هنوز فقط با لباس زیر و پیراهن شب خود پوشیده شده بود، روی برف دراز کشیده بود.
A towrope as thick as a man's arm extended from several scantily clothed tow-men, all the way to the bow.
یک طناب بکسل به ضخامت بازوی یک مرد از چندین مرد بکسل که به طور جزئی پوشیده شده بودند، تا نوک کشتی امتداد داشت.
Then the man clothed in linen, who had the inkpot at his side, came back and said, I have done what you gave me orders to do.
سپس مردی که با پارچه پوشیده شده بود و یک نیراج در کنارش داشت، بازگشت و گفت: کاری را که دستور داده بودید انجام دادم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید