arrayed

[ایالات متحده]/əˈreɪd/
[بریتانیا]/əˈreid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته‌ی شرکت داده شده
adj. به طرز یا ترتیب چشمگیری مرتب شده

عبارات و ترکیب‌ها

arrayed with colors

چیده شده با رنگ‌ها

arrayed for battle

برای جنگ چیده شده

an arrayed feast

یک جشن چیده شده

جملات نمونه

the soldiers were arrayed in perfect formation.

سربازان به صورت کامل و منظم چیده شده بودند.

the flowers were arrayed beautifully in the garden.

گل‌ها به زیبایی در باغ چیده شده بودند.

they arrayed their arguments logically during the debate.

آنها استدلال‌های خود را به طور منطقی در طول بحث مرتب کردند.

the toys were arrayed on the shelves for display.

اسباب‌بازی‌ها برای نمایش روی قفسه‌ها چیده شده بودند.

the stars were arrayed across the night sky.

ستارگان در سراسر آسمان شب چیده شده بودند.

the participants were arrayed according to their skill levels.

شرکت‌کنندگان بر اساس سطح مهارت خود مرتب شده بودند.

the dishes were arrayed elegantly on the table.

ظروف به طور ظریفانه روی میز چیده شده بودند.

the books were arrayed by genre in the library.

کتاب‌ها بر اساس ژانر در کتابخانه مرتب شده بودند.

the dancers were arrayed in a stunning formation.

رقصندگان در یک فرماسیون خیره‌کننده چیده شده بودند.

the data was arrayed for easy comparison.

داده‌ها برای مقایسه آسان مرتب شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید