descended

[ایالات متحده]/dɪˈsendɪd/
[بریتانیا]/dɪˈsendɪd/

ترجمه

adj. منشا گرفته از یک نیاک؛ ارثی

عبارات و ترکیب‌ها

descended from

از بالا آمدن

descended into

به درون رفتن

descended upon

بر بالا آمدن

descending rapidly

به سرعت پایین آمدن

descended the stairs

پایین پله ها رفتن

descended gracefully

به طور مؤدبانه پایین آمدن

descended slowly

به آرامی پایین آمدن

descended the mountain

از کوه پایین آمدن

descended from heaven

از بهشت پایین آمدن

descended upon them

بر آنها پایین آمدن

جملات نمونه

the family descended from the mountain after a long hike.

خانواده پس از یک پیاده‌روی طولانی از کوهستان پایین آمد.

rain descended from the dark clouds above.

باران از ابرهاي تاري بالاي سر به پايين ريخت.

the speaker descended from the podium to answer questions.

سخنراني کننده برای پاسخ به سوالات از پشتيبان پایین آمد.

the river descended rapidly through the canyon.

رودخانه به سرعت از میان دره به پایین جریان داشت.

the price of oil descended sharply last week.

قیمت نفت هفته گذشته به طور قابل توجهی کاهش یافت.

a hush descended upon the audience as the curtain rose.

با بالا رفتن پرده، سکوت بر حاضران حاکم شد.

the sun descended below the horizon, painting the sky orange.

خورشید در حال پایین رفتن از افق، آسمان را نارنجی رنگ کرد.

the ancient civilization descended from a nomadic origin.

تمدن باستانی از ریشه های کوچ نشینی نشأت گرفت.

a feeling of sadness descended upon her as she read the letter.

با خواندن نامه، احساس غم بر او غلبه کرد.

the path descended steeply into the valley.

مسیر به طور تند به سمت دره پایین می رفت.

the company descended into chaos after the ceo left.

پس از خروج مدیر عامل، شرکت به هرج و مرج کشیده شد.

the temperature descended below freezing overnight.

دمای هوا در طول شب از نقطه انجماد پایین تر رفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید