discontents

[ایالات متحده]/dɪsˈkɒntɛnts/
[بریتانیا]/dɪsˈkənˌtɛnts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احساسات نارضایتی

عبارات و ترکیب‌ها

public discontents

ناخرگوشی عمومی

social discontents

ناخرگوشی اجتماعی

growing discontents

ناخرگوشی رو به رشد

widespread discontents

ناخرگوشی گسترده

economic discontents

ناخرگوشی اقتصادی

political discontents

ناخرگوشی سیاسی

citizen discontents

ناخرگوشی شهروندی

youth discontents

ناخرگوشی جوانان

cultural discontents

ناخرگوشی فرهنگی

local discontents

ناخرگوشی محلی

جملات نمونه

many employees expressed their discontents about the new policy.

بسیاری از کارمندان نارضایتی خود را در مورد سیاست جدید ابراز کردند.

the discontents of the community were addressed in the town hall meeting.

نارضایتی‌های جامعه در جلسه شورای شهر مورد رسیدگی قرار گرفت.

his discontents with the current situation led him to seek change.

نارضایتی‌های او از وضعیت فعلی باعث شد به دنبال تغییر بگردد.

discontents among the staff can affect overall productivity.

نارضایتی بین کارکنان می تواند بر بهره وری کلی تأثیر بگذارد.

she voiced her discontents regarding the lack of support.

او نارضایتی خود را در مورد فقدان حمایت ابراز کرد.

the discontents of the citizens were evident during the protest.

نارضایتی‌های شهروندان در جریان اعتراضات آشکار بود.

discontents often arise when expectations are not met.

نارضایتی‌ها اغلب زمانی ایجاد می‌شوند که انتظارات برآورده نشود.

addressing discontents is crucial for maintaining morale.

رسیدگی به نارضایتی‌ها برای حفظ روحیه بسیار مهم است.

his discontents about the project were shared by many team members.

نارضایتی‌های او در مورد پروژه با بسیاری از اعضای تیم به اشتراک گذاشته شد.

the survey revealed widespread discontents among the residents.

نظرسنجی نشان داد که نارضایتی گسترده ای در بین ساکنان وجود دارد.

many employees voiced their discontents about the new policy.

بسیاری از کارمندان نارضایتی خود را در مورد سیاست جدید ابراز کردند.

his discontents with the management led to his resignation.

نارضایتی‌های او از مدیریت منجر به استعفای او شد.

the discontents of the community were evident during the meeting.

نارضایتی‌های جامعه در جریان جلسه آشکار بود.

she expressed her discontents regarding the lack of support.

او نارضایتی خود را در مورد فقدان حمایت ابراز کرد.

public discontents can lead to significant changes in policy.

نارضایتی عمومی می تواند منجر به تغییرات قابل توجهی در سیاست ها شود.

his discontents grew as the project progressed poorly.

نارضایتی‌های او با پیشرفت ضعیف پروژه بیشتر شد.

addressing discontents is crucial for maintaining team morale.

رسیدگی به نارضایتی‌ها برای حفظ روحیه تیمی بسیار مهم است.

the survey revealed widespread discontents among the staff.

نظرسنجی نشان داد که نارضایتی گسترده ای در بین کارکنان وجود دارد.

discontents can manifest in various ways, including protests.

نارضایتی‌ها می‌توانند به روش‌های مختلف بروز کنند، از جمله اعتراضات.

to resolve discontents, open communication is essential.

برای رفع نارضایتی‌ها، ارتباطات باز ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید