discriminatory

[ایالات متحده]/dɪˈskrɪmɪnətəri/
[بریتانیا]/dɪˈskrɪmɪnətɔːri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نشان دادن تعصب یا偏見 بر اساس تفاوت‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

discriminatory practices

رفتارهای تبعیض‌آمیز

discriminatory behavior

رفتار تبعیض‌آمیز

discriminatory analysis

تجزیه و تحلیل تبعیض‌آمیز

جملات نمونه

a discriminatory audience

تماشاگرانی تبعیض‌آمیز

they are victimized by racism or discriminatory barriers.

آنها مورد تبعیض نژادی یا موانع تبعیض آمیز قرار می گیرند.

To plan and build newly developed area of city in the present brooky area,it should be discriminatory with the general area.

برای برنامه ریزی و ساخت یک منطقه جدید توسعه یافته در منطقه بروکلی فعلی، باید با منطقه عمومی تبعیض آمیز باشد.

discriminatory practices in the workplace

رفتار تبعیض آمیز در محیط کار

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید