dispensed

[ایالات متحده]/dɪsˈpɛnst/
[بریتانیا]/dɪsˈpɛnst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. توزیع یا ارائه چیزی؛ تجویز یک درمان یا دارو

عبارات و ترکیب‌ها

medication dispensed

دارو توزیع شد

caution dispensed

احتیاط توزیع شد

information dispensed

اطلاعات توزیع شد

resources dispensed

منابع توزیع شد

services dispensed

خدمات توزیع شد

advice dispensed

مشاوره توزیع شد

funds dispensed

بودجه توزیع شد

assistance dispensed

کمک توزیع شد

goods dispensed

کالا توزیع شد

treatment dispensed

درمان توزیع شد

جملات نمونه

the medication was dispensed at the pharmacy.

دارو در داروخانه توزیع شد.

he dispensed advice to his friends.

او نصیحت را به دوستانش ارائه داد.

the teacher dispensed knowledge to her students.

معلم دانش را در اختیار دانش آموزان خود قرار داد.

drinks were dispensed from the vending machine.

نوشیدنی‌ها از دستگاه خودکار عرضه شدند.

the charity dispensed food to the homeless.

خیریه غذا را بین بی‌خانمانان توزیع کرد.

they dispensed with formalities at the meeting.

آنها در جلسه از تشریفات صرف نظر کردند.

the company dispensed bonuses to its employees.

شرکت پاداش‌ها را بین کارمندان خود توزیع کرد.

she dispensed her time wisely for the project.

او زمان خود را به طور عاقلانه برای پروژه صرف کرد.

the law dispensed justice fairly.

قانون عدالت را به طور عادلانه اجرا کرد.

he dispensed his wealth to various causes.

او ثروت خود را به اهداف مختلف بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید