doubting

[ایالات متحده]/'daʊtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدبین; شک و تردید داشتن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریdoubting

عبارات و ترکیب‌ها

a doubting thomas

یک شک‌کننده

جملات نمونه

Now, for all you doubting Thomases who thought I couldn’t win an important race, here’s my medal to prove it!

اکنون، برای همه شما اسحاق‌های شک‌کننده که فکر می‌کردید نمی‌توانم در یک مسابقه مهم برنده شوم، اینجا مدال من برای اثبات آن وجود دارد!

constantly doubting the future

به طور مداوم در مورد آینده شک کردن

never doubting his abilities

هیچ وقت در مورد توانایی هایش شک نکردن

doubting the accuracy of the information

شک کردن در مورد صحت اطلاعات

doubting the decision made

شک کردن در مورد تصمیمی که گرفته شده است

doubting the sincerity of the apology

شک کردن در مورد صداقت عذرخواهی

constantly doubting the existence of aliens

به طور مداوم در مورد وجود موجودات فضایی شک کردن

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید