earnestness

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جدیت، صداقت، اشتیاق
Word Forms

جملات نمونه

his earnestness can be a bit much.

اشتیاق او گاهی اوقات کمی زیاد است.

his earnestness would go over well in a courtroom.

اشتیاق او در دادگاه خوب از کار در می‌آید.

to speak with earnestness

با اشتیاق صحبت کردن

showing earnestness in his work

نشان دادن اشتیاق در کارش

expressing earnestness in her apology

ابراز اشتیاق در عذرخواهی او

listening with earnestness to the speaker

با اشتیاق به سخنران گوش دادن

demonstrating earnestness in his beliefs

نشان دادن اشتیاق در باورهای او

writing with earnestness and passion

با اشتیاق و شور و شوق نوشتن

earnestness in pursuing his goals

اشتیاق در پیگیری اهدافش

a speech delivered with earnestness

سخنرانی با اشتیاق ارائه شده

showing earnestness in her commitment

نشان دادن اشتیاق در تعهد او

responding with earnestness and sincerity

پاسخ دادن با اشتیاق و صداقت

نمونه‌های واقعی

Impressed by the boy's earnestness, Mr.Grayson interrupted him.

با تحت تأثیر قرار گرفتن از جدیت پسری، آقای گریソン او را قطع کرد.

منبع: American Elementary School English 5

I try to avoid eye contact to avoid being blinded by the earnestness.

سعی می کنم از تماس چشمی خودداری کنم تا از کور شدن به دلیل جدیت جلوگیری کنم.

منبع: Mad Men

The earnestness with which Thomasin spoke prevented further objections.

جدیت با اینکه توماسین صحبت کرد، مانع اعتراضات بیشتر شد.

منبع: Returning Home

He stares with unnerving earnestness at whoever is speaking.

او با جدیت ناراحت کننده به هر کسی که صحبت می کند خیره می شود.

منبع: Steve Jobs Biography

" I'll tell you, " said Yeobright, with unexpected earnestness.

" به شما می گویم، " گفت یوبرییت، با جدیت غیرمنتظره.

منبع: Returning Home

This lent new moral energy and earnestness to all branches of professional life.

این به همه زمینه های زندگی حرفه ای انرژی اخلاقی و جدیت جدیدی بخشید.

منبع: Cultural Discussions

" No. I was simply for Clym, " replied Mrs. Yeobright, with too much emphasis in her earnestness.

"نه. من صرفاً از طرف کلیم بودم،" پاسخ داد خانم یوبریتی، با تاکید بیش از حد در جدیتش.

منبع: Returning Home

A latter-day hybrid of Gary Cooper and Jimmy Stewart, he's equal parts old-school grit and gentlemanly earnestness.

یک ترکیب مدرن از گری کوپر و جیمی استوارت، او بخش های مساوی از سختی مدرسه قدیمی و جدیت آقاپسری است.

منبع: People Magazine

In the cold gray dawn the sisters lit their lamp and read their chapter with an earnestness never felt before.

در سپیده دم سرد و خاکستری خواهران چراغ خود را روشن کردند و با جدیت بی سابقه‌ای فصل خود را خواندند.

منبع: Little Women (Bilingual Edition)

In his earnestness he had taken her hand.

با جدیت خود دست او را گرفته بود.

منبع: The Gadfly (Original Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید