elegant

[ایالات متحده]/ˈelɪɡənt/
[بریتانیا]/ˈelɪɡənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. باوقار و شیک; ساده و مختصر

عبارات و ترکیب‌ها

elegantly dressed

آراسته و باوقار

elegant design

طراحی زیبا

graceful and elegant

ظریف و باوقار

elegant appearance

ظاهر شیک

elegant style

سبک زیبا

elegant demeanour

ظاهر آراسته

elegant shape

شکل زیبا

جملات نمونه

an elegant, comfortable house.

یک خانه شیک و راحت.

these are elegant and stylish performances.

اینها اجراهای شیک و باکلاس هستند.

an elegant upswept style.

یک سبک شیک و به سمت بالا.

an elegant, angular visage.

چهره‌ای زیبا و زاویه‌دار

a room with an elegant tone.

یک اتاق با حال و هوای شیک.

she will look elegant in black.

او در مشکی شیک به نظر خواهد رسید.

a phalanx of elegant apartment blocks.

یک صف از بلوک‌های آپارتمانی زیبا

an elegant gilded birdcage.

یک قفس پرنده طلاکاری شیک.

She has a life of elegant ease.

او زندگی ای با آرامش و راحتی شیک دارد.

She glittered at the elegant table.

او در کنار میز شیک درخشید.

a composition marked by elegant phrasing.

یک آهنگ با لحن ظریف و شیک.

She dressed with elegant simplicity.

او با سادگی و ظرافت شیک لباس پوشید.

She was an elegant and accomplished woman.

او زنی باوقار و موفق بود.

the elegant cut of his dinner jacket.

برش شیک کت و شلوار شام او.

the grand unified theory is compact and elegant in mathematical terms.

نظریه وحدت بزرگ در اصطلاحات ریاضیاتی فشرده و شیک است.

the elegant square was shaded by lofty palms.

میدان شیک در سایه درختان نخل بلند بود.

She fancies elegant clothes and jewelry.

او لباس و جواهرات شیک را دوست دارد.

That woman works in the city's most elegant cathouse.

آن زن در مجلل ترین کات هاوس شهر کار می کند.

نمونه‌های واقعی

I thought I'd serve something more elegant.

من فکر کردم بهتر است چیزی شیک‌تر سرو کنم.

منبع: Desperate Housewives Season 7

Hotel, a little bit more elegant, you get more things.

هتل، کمی شیک‌تر، بیشتر چیزها به دست می‌آورید.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

I had something a little more elegant in mind.

من قصد داشتم چیزی کمی شیک‌تر در نظر بگیرم.

منبع: Modern Family Season 6

This is an elegant piece of writing.

این یک متن شیک و زیبا است.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

Bob has elegant taste in clothing.

باب سلیقه‌ی شیکی در لباس پوشیدن دارد.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

The furnishings of the palace were elegant.

وسایل قصر شیک و مجلل بودند.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

The tall, elegant Water woman leaned forward.

زن بلند قد و شیک، خانم واتِر، به جلو خم شد.

منبع: Crazy Element City

Elegant means over 30. Everyone knows that.

شیک به معنای بالای ۳۰ سال است. همه می‌دانند.

منبع: Goodbye, Christopher Robin.

Remarks? What remarks? Elegant is not a remark.

نظرات؟ چه نظراتی؟ شیک به معنای نظر دادن نیست.

منبع: Goodbye, Christopher Robin.

Sir James Barrie and......the elegant Mrs. Milne.

سر جیمز باری و......خانم ملن، که سلیقه‌ی شیکی داشت.

منبع: Goodbye, Christopher Robin.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید