harvester

[ایالات متحده]/'hɑːvɪstə/
[بریتانیا]/'hɑrvɪstɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص یا ماشینی که محصولات کشاورزی را برداشت می‌کند.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

combine harvester

کمباین

crop harvester

دستگاه برداشت محصول

grain harvester

دستگاه برداشت غلات

sugarcane harvester

دستگاه برداشت نیشکر

potato harvester

دستگاه برداشت سیب زمینی

جملات نمونه

The harvester sliced the field.

کمباین مزاصله را برش زد.

The harvester was used to gather crops in the field.

از کمباین برای جمع آوری محصولات در مزرعه استفاده شد.

The farmer operated the harvester to harvest the wheat.

کشاورز از کمباین برای برداشت گندم استفاده کرد.

The harvester efficiently cut down the ripe corn stalks.

کمباین به طور موثر ساقه‌های ذرت رسیده را قطع کرد.

The harvester's blades were sharp and effective.

تیغه‌های کمباین تیز و موثر بودند.

The harvester made the harvesting process much quicker and easier.

کمباین فرآیند برداشت را بسیار سریعتر و آسانتر کرد.

The harvester was essential for large-scale farming operations.

کمباین برای عملیات کشاورزی در مقیاس بزرگ ضروری بود.

The harvester was designed to handle various types of crops.

کمباین برای رسیدگی به انواع مختلف محصولات طراحی شده بود.

The harvester was equipped with advanced technology for precision harvesting.

کمباین مجهز به فناوری پیشرفته برای برداشت دقیق بود.

The harvester's engine roared to life as it began its work in the field.

همانطور که کمباین شروع به کار خود در مزرعه کرد، موتور آن زنده شد.

The harvester's efficiency saved the farmers time and labor during harvest season.

بهره وری کمباین در فصل برداشت، زمان و نیروی کار کشاورزان را صرفه جویی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید