| جمع | haulings |
hauling cargo
حمل بار
hauling line
طناب کششی
hauling boat
کشتی باری
hauling truck
تریلی حملونقل
hauling weight
وزن حمل شده
hauling equipment
تجهیزات حملونقل
hauled away
دور برده شد
hauling process
فرآیند حملونقل
hauling operation
عملیات حملونقل
hauling gear
تجهیزات کششی
the ship was hauling a massive cargo of timber across the ocean.
کشتی یک محموله بزرگ از چوب را از اقیانوس عبور میداد.
after a long day, the fishermen were hauling in their nets.
بعد از یک روز طولانی، ماهیگیران در حال جمع کردن تورهای خود بودند.
the lawyers are hauling the defendant into court for questioning.
وکلای دادگاه متهم را برای بازجویی به دادگاه میکشاندند.
the company is hauling in record profits this quarter.
شرکت در این فصل سود بیسابقهای کسب میکند.
they spent hours hauling the old furniture out of the attic.
آنها ساعتها برای بیرون کشیدن وسایل قدیمی از زیرزمین وقت گذاشتند.
the rescue team was hauling survivors to safety after the earthquake.
تیم نجات بازماندگان را پس از زلزله به سمت امنیت میکشاندند.
the truck was hauling gravel to the construction site.
کامیون در حال انتقال سنگریزه به محل ساختوساز بود.
the legal team is hauling out all the evidence to support their case.
تیم حقوقی تمام مدارک را برای حمایت از پرونده خود جمعآوری میکند.
the crane was hauling steel beams into place on the bridge.
جرثقیل تیرهای فولادی را در جای خود روی پل قرار میداد.
the police are hauling in suspects for further investigation.
پلیس مظنونین را برای تحقیقات بیشتر جمعآوری میکند.
the tractor was hauling a plow across the field.
تراکتور در حال کشیدن شخم زن در سراسر مزرعه بود.
hauling cargo
حمل بار
hauling line
طناب کششی
hauling boat
کشتی باری
hauling truck
تریلی حملونقل
hauling weight
وزن حمل شده
hauling equipment
تجهیزات حملونقل
hauled away
دور برده شد
hauling process
فرآیند حملونقل
hauling operation
عملیات حملونقل
hauling gear
تجهیزات کششی
the ship was hauling a massive cargo of timber across the ocean.
کشتی یک محموله بزرگ از چوب را از اقیانوس عبور میداد.
after a long day, the fishermen were hauling in their nets.
بعد از یک روز طولانی، ماهیگیران در حال جمع کردن تورهای خود بودند.
the lawyers are hauling the defendant into court for questioning.
وکلای دادگاه متهم را برای بازجویی به دادگاه میکشاندند.
the company is hauling in record profits this quarter.
شرکت در این فصل سود بیسابقهای کسب میکند.
they spent hours hauling the old furniture out of the attic.
آنها ساعتها برای بیرون کشیدن وسایل قدیمی از زیرزمین وقت گذاشتند.
the rescue team was hauling survivors to safety after the earthquake.
تیم نجات بازماندگان را پس از زلزله به سمت امنیت میکشاندند.
the truck was hauling gravel to the construction site.
کامیون در حال انتقال سنگریزه به محل ساختوساز بود.
the legal team is hauling out all the evidence to support their case.
تیم حقوقی تمام مدارک را برای حمایت از پرونده خود جمعآوری میکند.
the crane was hauling steel beams into place on the bridge.
جرثقیل تیرهای فولادی را در جای خود روی پل قرار میداد.
the police are hauling in suspects for further investigation.
پلیس مظنونین را برای تحقیقات بیشتر جمعآوری میکند.
the tractor was hauling a plow across the field.
تراکتور در حال کشیدن شخم زن در سراسر مزرعه بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید