laid-back attitude
نگاه آرام و بیتفاوت
so laid-back
خیلی آرام و بیتفاوت
laid-back vibe
فضای آرام و بیتفاوت
being laid-back
آرام و بیتفاوت بودن
laid-back style
سبک آرام و بیتفاوت
really laid-back
واقعاً آرام و بیتفاوت
laid-back guy
آقای آرام و بیتفاوت
laid-back weekend
آخر هفته آرام و بیتفاوت
get laid-back
آرام و بیتفاوت شدن
laid-back life
زندگی آرام و بیتفاوت
he has a very laid-back attitude towards deadlines.
او نگرش بسیار آرام و بیدغدغه نسبت به مهلتها دارد.
we had a laid-back weekend at the beach.
ما یک آخر هفته آرام و بیدغدغه در ساحل داشتیم.
she's a laid-back person who doesn't get stressed easily.
او شخصیتی آرام و بیدغدغه است که به راحتی استرس نمیگیرد.
the company culture is quite laid-back and informal.
فرهنگ شرکت نسبتاً آرام و غیررسمی است.
i prefer a laid-back style of management.
من یک سبک مدیریتی آرام را ترجیح میدهم.
they maintained a laid-back approach to the negotiations.
آنها یک رویکرد آرام را در مذاکرات حفظ کردند.
he gave a laid-back performance, almost too casual.
او یک اجرا آرام ارائه داد، تقریباً خیلی غیررسمی.
it was a laid-back evening with friends and good food.
یک شب آرام با دوستان و غذای خوب بود.
she has a laid-back sense of humor.
او حس شوخ طبعی آرام دارد.
we're going for a laid-back vibe at the party.
ما میخواهیم حال و هوای آرام را در مهمانی ایجاد کنیم.
the instructor's laid-back teaching style made the class enjoyable.
سبک تدریس آرام مدرس باعث شد کلاس لذت بخش باشد.
laid-back attitude
نگاه آرام و بیتفاوت
so laid-back
خیلی آرام و بیتفاوت
laid-back vibe
فضای آرام و بیتفاوت
being laid-back
آرام و بیتفاوت بودن
laid-back style
سبک آرام و بیتفاوت
really laid-back
واقعاً آرام و بیتفاوت
laid-back guy
آقای آرام و بیتفاوت
laid-back weekend
آخر هفته آرام و بیتفاوت
get laid-back
آرام و بیتفاوت شدن
laid-back life
زندگی آرام و بیتفاوت
he has a very laid-back attitude towards deadlines.
او نگرش بسیار آرام و بیدغدغه نسبت به مهلتها دارد.
we had a laid-back weekend at the beach.
ما یک آخر هفته آرام و بیدغدغه در ساحل داشتیم.
she's a laid-back person who doesn't get stressed easily.
او شخصیتی آرام و بیدغدغه است که به راحتی استرس نمیگیرد.
the company culture is quite laid-back and informal.
فرهنگ شرکت نسبتاً آرام و غیررسمی است.
i prefer a laid-back style of management.
من یک سبک مدیریتی آرام را ترجیح میدهم.
they maintained a laid-back approach to the negotiations.
آنها یک رویکرد آرام را در مذاکرات حفظ کردند.
he gave a laid-back performance, almost too casual.
او یک اجرا آرام ارائه داد، تقریباً خیلی غیررسمی.
it was a laid-back evening with friends and good food.
یک شب آرام با دوستان و غذای خوب بود.
she has a laid-back sense of humor.
او حس شوخ طبعی آرام دارد.
we're going for a laid-back vibe at the party.
ما میخواهیم حال و هوای آرام را در مهمانی ایجاد کنیم.
the instructor's laid-back teaching style made the class enjoyable.
سبک تدریس آرام مدرس باعث شد کلاس لذت بخش باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید