overwhelmed

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈwɛlmd/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈwɛlmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته کامل overwhelm; برای غلبه بر; به طور کامل پوشاندن; برای خرد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

overwhelmed by stress

تحت فشار زیاد قرار گرفتن

overwhelmed with joy

با خوشحالی غرق شد

overwhelmed with tasks

تحت فشار وظایف قرار گرفتن

overwhelmed with emotions

تحت فشار احساسات قرار گرفتن

overwhelmed by information

تحت فشار اطلاعات قرار گرفتن

overwhelmed with gratitude

تحت فشار قدردانی قرار گرفتن

overwhelmed by choices

تحت فشار انتخاب قرار گرفتن

overwhelmed with love

تحت فشار عشق قرار گرفتن

overwhelmed with work

تحت فشار کار قرار گرفتن

overwhelmed by tasks

تحت فشار وظایف قرار گرفتن

جملات نمونه

she felt overwhelmed by all the tasks she had to complete.

او احساس می‌کرد که با تمام کارهایی که باید انجام دهد، غرق شده است.

he was overwhelmed with emotions after hearing the news.

او پس از شنیدن خبر، غرق در احساسات شد.

the students were overwhelmed by the amount of homework assigned.

دانشجویان با حجم تکالیفی که به آنها داده شده بود، غرق شدند.

she was overwhelmed with joy at the surprise party.

او در مهمانی غافلگیری، غرق در شادی شد.

he felt overwhelmed by the support from his friends.

او احساس می‌کرد که با حمایت دوستانش غرق شده است.

the overwhelming response from the audience was unexpected.

پاسخگویی فوق‌العاده از سوی مخاطبان غیرمنتظره بود.

she was overwhelmed with gratitude for their help.

او غرق در قدردانی برای کمک آنها بود.

the overwhelming workload made him consider quitting.

بار کاری طاقت‌فرسا باعث شد او به فکر استعفا بیفتد.

he felt overwhelmed by the complexity of the project.

او احساس می‌کرد که با پیچیدگی پروژه غرق شده است.

she was overwhelmed by the beauty of the scenery.

او با زیبایی مناظر غرق شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید