quelled

[ایالات متحده]/kwɛld/
[بریتانیا]/kwɛld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای سرکوب کردن یا به پایان رساندن (یک احساس، وضعیت، یا فعالیت)

عبارات و ترکیب‌ها

quelled the riots

سرکوب اعتراضات

quelled fears

سرکوب ترس‌ها

quelled violence

سرکوب خشونت

quelled protests

سرکوب اعتراضات

quelled dissent

سرکوب مخالفت

quelled rumors

سرکوب شایعات

quelled anger

سرکوب خشم

quelled opposition

سرکوب مخالفان

quelled worries

سرکوب نگرانی‌ها

quelled unrest

سرکوب ناآرامی

جملات نمونه

the government quelled the protests swiftly.

دولت اعتراضات را به سرعت سرکوب کرد.

she quelled her fears before the big presentation.

او ترس‌های خود را قبل از ارائه بزرگ سرکوب کرد.

the teacher quelled the students' excitement during the assembly.

معلم شور و هیجان دانش‌آموزان را در طول گردهمایی سرکوب کرد.

the police quelled the riot before it escalated.

پلیس شورش را قبل از تشدید آن سرکوب کرد.

he quelled his anger and spoke calmly.

او خشم خود را سرکوب کرد و با آرامش صحبت کرد.

the manager quelled the rumors about layoffs.

مدیر شایعات مربوط به تعدیل نیروها را سرکوب کرد.

they quelled the noise from the construction site.

آنها سر و صدای محل ساخت و ساز را سرکوب کردند.

the leader quelled dissent within the party.

رهبر مخالفت‌ها را در داخل حزب سرکوب کرد.

she quelled her doubts and took the leap.

او تردیدهای خود را سرکوب کرد و اقدام کرد.

the fire was quelled before it could spread.

آتش قبل از گسترش آن سرکوب شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید