re-engage customers
بازگرداندن مشتریان
re-engage audience
بازگرداندن جمعیت
re-engage campaign
کمپین بازگرداندن
re-engaging email
ایمیل بازگرداندن
re-engage users
بازگرداندن کاربران
re-engage with
بازگرداندن با
re-engaged quickly
سريع بازگرداندن
re-engage strategy
استراتژی بازگرداندن
re-engage them
بازگرداندن آنها
re-engage now
بازگرداندن اکنون
we need to re-engage customers who haven't purchased in six months.
لازم است که مشتریانی که در شش ماه گذشته خرید نکرده اند را دوباره جذب کنیم.
the marketing team will re-engage with influencers next quarter.
تیم بازاریابی در نیمه بعدی سال با نامنویسها دوباره تماس خواهد گرفت.
it's crucial to re-engage employees after the company restructuring.
پس از بازسازی شرکت، دوباره جذب کارکنان حائز اهمیت است.
let's re-engage the audience with a fresh social media campaign.
بیایید با یک کمپین جدید رسانههای اجتماعی، جمهور را دوباره جذب کنیم.
the goal is to re-engage inactive users on the platform.
هدف این است که کاربران غیرفعال روی پلتفرم را دوباره جذب کنیم.
we plan to re-engage potential investors in the new year.
برای سال جدید، قصد داریم با سرمایهگذاران محتمل دوباره تماس بگیریم.
how can we re-engage students who are struggling with the coursework?
چگونه میتوانیم دوباره دانشجویانی را جذب کنیم که در درسهای خود دچار مشکل شدهاند؟
the company aims to re-engage with the local community through volunteering.
شرکت قصد دارد با جامعه محلی از طریق داوطلبی دوباره تماس بگیرد.
it's important to re-engage with the original vision for the project.
بازگشت به تصویر کلی اولیه پروژه اهمیت دارد.
we need to re-engage the discussion around sustainability initiatives.
لازم است که بحث حول اقدامات پایدار را دوباره آغاز کنیم.
the sales team will re-engage key accounts to boost revenue.
تیم فروش قصد دارد با حسابهای کلیدی دوباره تماس گرفته و درآمد را افزایش دهد.
re-engage customers
بازگرداندن مشتریان
re-engage audience
بازگرداندن جمعیت
re-engage campaign
کمپین بازگرداندن
re-engaging email
ایمیل بازگرداندن
re-engage users
بازگرداندن کاربران
re-engage with
بازگرداندن با
re-engaged quickly
سريع بازگرداندن
re-engage strategy
استراتژی بازگرداندن
re-engage them
بازگرداندن آنها
re-engage now
بازگرداندن اکنون
we need to re-engage customers who haven't purchased in six months.
لازم است که مشتریانی که در شش ماه گذشته خرید نکرده اند را دوباره جذب کنیم.
the marketing team will re-engage with influencers next quarter.
تیم بازاریابی در نیمه بعدی سال با نامنویسها دوباره تماس خواهد گرفت.
it's crucial to re-engage employees after the company restructuring.
پس از بازسازی شرکت، دوباره جذب کارکنان حائز اهمیت است.
let's re-engage the audience with a fresh social media campaign.
بیایید با یک کمپین جدید رسانههای اجتماعی، جمهور را دوباره جذب کنیم.
the goal is to re-engage inactive users on the platform.
هدف این است که کاربران غیرفعال روی پلتفرم را دوباره جذب کنیم.
we plan to re-engage potential investors in the new year.
برای سال جدید، قصد داریم با سرمایهگذاران محتمل دوباره تماس بگیریم.
how can we re-engage students who are struggling with the coursework?
چگونه میتوانیم دوباره دانشجویانی را جذب کنیم که در درسهای خود دچار مشکل شدهاند؟
the company aims to re-engage with the local community through volunteering.
شرکت قصد دارد با جامعه محلی از طریق داوطلبی دوباره تماس بگیرد.
it's important to re-engage with the original vision for the project.
بازگشت به تصویر کلی اولیه پروژه اهمیت دارد.
we need to re-engage the discussion around sustainability initiatives.
لازم است که بحث حول اقدامات پایدار را دوباره آغاز کنیم.
the sales team will re-engage key accounts to boost revenue.
تیم فروش قصد دارد با حسابهای کلیدی دوباره تماس گرفته و درآمد را افزایش دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید