rearward

[ایالات متحده]/ˈrɪəwəd/
[بریتانیا]/ˈrɪrˌwərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به سمت یا در پشت
n. بخش پشتی یا عقب
adj. مربوط به یا واقع در پشت
Word Forms
جمعrearwards

عبارات و ترکیب‌ها

rearward motion

حرکت به عقب

rearward position

موقعیت پشتی

rearward glance

نگاهی به عقب

rearward view

نمای پشتی

rearward shift

جابجایی به عقب

rearward travel

حرکت به عقب

rearward facing

رو به عقب

rearward direction

جهت پشتی

rearward tilt

شیب به عقب

rearward support

پشتیبانی از عقب

جملات نمونه

the car swerved rearward to avoid the collision.

خودرو برای جلوگیری از برخورد به عقب منحرف شد.

he looked rearward to check for any approaching vehicles.

او به عقب نگاه کرد تا ببیند آیا خودروهای نزدیک وجود دارد.

the ship's rearward motion was caused by the strong currents.

حرکت به عقب کشتی ناشی از جریان‌های قوی بود.

she took a rearward glance before stepping off the curb.

او قبل از اینکه از پیاده‌رو پایین بیاید، نگاهی به عقب انداخت.

the rearward section of the plane was quieter.

بخش پشتی هواپیما ساکت‌تر بود.

he adjusted the mirrors to have a better rearward view.

او آینه‌ها را تنظیم کرد تا دید بهتری به عقب داشته باشد.

the soldiers were instructed to move rearward during the retreat.

به سربازان دستور داده شد که در هنگام عقب‌نشینی به عقب حرکت کنند.

she felt a sudden rearward pull on her backpack.

او ناگهان یک کشش به عقب روی کوله‌پشتی خود احساس کرد.

they drove rearward to park the car in the garage.

آنها برای پارک ماشین در گاراژ به عقب رانندگی کردند.

his thoughts drifted rearward to happier times.

افکار او به عقب بازگشتند به زمان‌های خوش.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید