relegated

[ایالات متحده]/ˈrɛlɪɡeɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈrɛlɪˌɡeɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به موقعیت پایین‌تر منصوب کردن؛ ترفیع دادن؛ منتقل کردن؛ دسته‌بندی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

relegated team

تیم سقوط کرده

relegated status

وضعیت سقوط

relegated league

لیگ سقوط

relegated player

بازیکن سقوط کرده

relegated club

باشگاه سقوط کرده

relegated division

تقسیم سقوط

relegated match

مسابقه سقوط

relegated season

فصل سقوط

relegated rivals

رقبای سقوط کرده

relegated players

بازیکنان سقوط کرده

جملات نمونه

the team was relegated to the lower division after a poor season.

تیم پس از یک فصل ضعیف به لیگ پایین‌تر سقوط کرد.

he felt relegated to a supporting role in the project.

او احساس کرد که در پروژه به نقش مکمل تنزل یافته است.

after the merger, many employees were relegated to less important positions.

پس از ادغام، بسیاری از کارمندان به سمت‌های کم‌اهمیت‌تر تنزل یافتند.

she was relegated to the sidelines during the discussion.

او در طول بحث به حاشیه کنار گذاشته شد.

his ideas were relegated to the back burner by the committee.

ایده‌های او توسط کمیته به اولویت‌های بعدی موکول شد.

the film was relegated to a limited release due to poor reviews.

به دلیل نظرات منفی، فیلم به اکران محدود بسنده کرد.

after the scandal, her reputation was relegated to that of a villain.

پس از رسوایی، شهرت او به عنوان یک شرور شناخته شد.

he was relegated to a lower status in the organization.

او در سازمان به مقام پایین‌تری تنزل یافت.

the book was relegated to the discount section of the store.

کتاب به بخش تخفیف فروشگاه منتقل شد.

her contributions were often relegated to footnotes in the report.

اغراقاً مشارکت‌های او به پاورقی در گزارش محدود می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید