roundup

[ایالات متحده]/'raʊndʌp/
[بریتانیا]/'raʊnd,ʌp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خلاصه; مجموعه; ضبط; چکیده.
Word Forms
جمعroundups

عبارات و ترکیب‌ها

roundup of suspects

گردآوری مظنونین

roundup of information

گردآوری اطلاعات

roundup meeting

جلسه جمع‌بندی

جملات نمونه

Cowboys do a roundup of cows.

کابوی‌ها گاوها را گرد می‌کنند.

Police did a roundup of suspected drug sellers.

پلیس یک بازداشت مشکوک دستفروشان مواد مخدر انجام داد.

The police conducted a roundup of suspected criminals in the area.

پلیس یک بازداشت مشکوک جنایتکاران در منطقه انجام داد.

She organized a roundup of volunteers to help with the event.

او یک گردآوری از داوطلبان برای کمک به برگزاری رویداد سازماندهی کرد.

The annual roundup of cattle on the ranch is a big event.

گردآوری سالانه گاوها در مزرعه یک رویداد بزرگ است.

The roundup of evidence led to the arrest of the suspect.

گردآوری مدارک منجر به دستگیری مظنون شد.

The news website published a roundup of the week's top stories.

وب سایت خبری یک گردآوری از مهم ترین اخبار هفته را منتشر کرد.

The company's quarterly financial roundup showed a decrease in profits.

گردآوری مالی سه ماهه شرکت نشان دهنده کاهش سود بود.

The roundup of stray dogs in the neighborhood was necessary for public safety.

گردآوری سگ های ولگرد در محله برای ایمنی عمومی ضروری بود.

The roundup of votes revealed a clear winner in the election.

گردآوری آرا یک برنده واضح در انتخابات را نشان داد.

The fashion magazine featured a roundup of the latest trends in accessories.

مجله مد یک گردآوری از آخرین روندها در لوازم جانبی را به نمایش گذاشت.

The roundup of information for the report took several days to complete.

گردآوری اطلاعات برای گزارش چندین روز طول کشید تا تکمیل شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید