scalloped

[ایالات متحده]/'skɑləpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دندان‌های گرد داشتن؛ لبه‌های موج‌دار داشتن.

عبارات و ترکیب‌ها

scalloped potatoes

سیب‌زمینی اسקלپ

scalloped edges

لبه‌های اسکلپ

scalloped dress

لباس اسکلپ

جملات نمونه

a scalloped V-shaped neckline.

گردن با خط V و لبه‌های موج‌دار

he leaned against the scalloped seat of the limousine.

او به صندلی موج‌دار ماشین لوکس تکیه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید