sculpture

[ایالات متحده]/ˈskʌlptʃə(r)/
[بریتانیا]/ˈskʌlptʃər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حکاکی، یک قطعه هنر که با شکل دادن یا حکاکی یک ماده مانند سنگ یا چوب ایجاد شده است
vt. & vi. شکل دادن یا حکاکی یک ماده برای ایجاد یک قطعه هنر
Word Forms
جمعsculptures
قسمت سوم فعلsculptured
صفت یا فعل حال استمراریsculpturing
شکل سوم شخص مفردsculptures
زمان گذشتهsculptured

عبارات و ترکیب‌ها

clay sculpture

مجسمه خاک

ice sculpture

مجسمه یخی

sculpture park

پارک مجسمه سازی

جملات نمونه

The artist created a beautiful sculpture of a lion.

هنرمند یک مجسمه زیبا از شیر خلق کرد.

The museum displayed a collection of ancient Greek sculptures.

موزه مجموعه‌ای از مجسمه‌های باستانی یونان را به نمایش گذاشت.

She studied sculpture at the art academy.

او مجسمه‌سازی را در آکادمی هنرهای زیبا مطالعه کرد.

The bronze sculpture in the park depicts a famous historical figure.

مجسمه برنزی در پارک، شخصیتی تاریخی مشهور را به تصویر می‌کشد.

The sculptor chiseled away at the block of wood to reveal the hidden sculpture within.

مجسمه‌ساز با دقت روی قطعه چوب تراشید تا مجسمه پنهان درون آن را آشکار کند.

The art gallery hosted an exhibition featuring modern abstract sculptures.

گالری هنری میزبان نمایشگاهی با مجسمه‌های انتزاعی مدرن بود.

The intricate details on the sculpture were meticulously crafted by hand.

جزئیات پیچیده روی مجسمه با دقت فراوان به صورت دستی ساخته شده بود.

The artist's latest sculpture will be unveiled at the upcoming art festival.

آخرین مجسمه هنرمند در جشنواره هنری آینده رونمایی خواهد شد.

She admired the delicate beauty of the porcelain sculpture.

او زیبایی ظریف مجسمه چینی را تحسین کرد.

نمونه‌های واقعی

It was a sculpture class, a plaster sculpture class.

این یک کلاس مجسمه‌سازی بود، یک کلاس مجسمه‌سازی گچی.

منبع: 2021 Celebrity High School Graduation Speech

He works round the clock until eventually he creates a beautiful sculpture.

او تا زمانی که در نهایت یک مجسمه زیبا خلق کند، شبانه روزی کار می‌کند.

منبع: BBC Reading Classics to Learn Vocabulary

Some sculptures are life-size others are gigantic monuments.

برخی از مجسمه‌ها با اندازه واقعی هستند، در حالی که برخی دیگر بناهای غول پیکر هستند.

منبع: Foreigners traveling in China

The vast rose windows and the many ornate sculptures guarding its exterior.

شیشه‌های گل بزرگ و بسیاری از مجسمه‌های تزئینی که از نمای بیرونی محافظت می‌کنند.

منبع: CNN 10 Student English April 2019 Collection

Modern sculpture rarely surprises us any more.

مجسمه‌سازی مدرن دیگر به ندرت ما را شگفت‌زده می‌کند.

منبع: New Concept English. British Edition. Book Three (Translation)

I made my first sculpture, called " The Lost Correspondent."

من اولین مجسمه‌سازی خود را ساختم که «خبرنگار گمشده» نام داشت.

منبع: TED Talks (Audio Version) December 2015 Collection

The area is particularly interesting for its unusual sculpture.

این منطقه به دلیل مجسمه غیرمعمول آن به طور خاص جالب است.

منبع: Fastrack IELTS Listening High Score Secrets

He lived simply and appreciated fine sculpture and fine poetry.

او به سادگی زندگی می‌کرد و از مجسمه‌سازی خوب و شعر خوب قدردانی می‌کرد.

منبع: A Brief History of the World

This is a sculpture that Bill's parents gave us.

این مجسمه‌ای است که والدین بیل به ما هدیه دادند.

منبع: Gates Couple Interview Transcript

Imagine if someone made a sculpture of you out of gold.

تصور کنید اگر کسی مجسمه‌ای از شما از جنس طلا درست کند.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید