stagnant

[ایالات متحده]/ˈstæɡnənt/
[بریتانیا]/ˈstæɡnənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نشان‌دهنده هیچ فعالیتی نیست؛ کُند؛ فاقد پیشرفت یا توسعه

عبارات و ترکیب‌ها

stagnant water

آب راکد

جملات نمونه

The company's growth has been stagnant for the past year.

رشد شرکت در سال گذشته راکد بوده است.

The stagnant water in the pond is a breeding ground for mosquitoes.

آب راکد در برکه، محل مناسبی برای تولید مثل حشرات است.

The economy is facing a stagnant period due to the ongoing recession.

به دلیل رکود مداوم، اقتصاد با دوره ای از رکود مواجه است.

Stagnant air in the room made it difficult to breathe.

هواى راکد در اتاق تنفس را دشوار مى‌کرد.

Without new ideas, the project will remain stagnant.

بدون ایده های جدید، پروژه در حالت راکد باقی خواهد ماند.

Stagnant wages have become a major concern for workers.

حقوق راکد به یک نگرانی بزرگ برای کارگران تبدیل شده است.

The lack of innovation has caused the industry to become stagnant.

کمبود نوآوری باعث شده است که صنعت دچار رکود شود.

Stagnant relationships can lead to boredom and dissatisfaction.

روابط راکد می تواند منجر به خستگی و نارضایتی شود.

Stagnant thoughts can hinder personal growth and development.

افکار راکد می تواند مانع رشد و توسعه شخصی شود.

The stagnant market conditions are affecting sales performance.

شرایط بازار راکد بر عملکرد فروش تأثیر می گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید