stinginess

[ایالات متحده]/ˈstɪn.dʒi.nəs/
[بریتانیا]/ˈstɪn.dʒi.nəs/

ترجمه

n. اکراه از دادن یا هزینه کردن؛ فقدان سخاوت
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

avoiding stinginess

اجتناب از خسوداری

showed stinginess

نشان دادن خسوداری

despite stinginess

با وجود خسوداری

overcoming stinginess

غلبه بر خسوداری

history of stinginess

سابقه خسوداری

pattern of stinginess

الگوی خسوداری

example of stinginess

نمونه خسوداری

rooted in stinginess

ریشه در خسوداری داشتن

marked by stinginess

با خسوداری مشخص شده

facing stinginess

مواجهه با خسوداری

جملات نمونه

his stinginess prevented him from donating to charity.

خودخواهی او از کمک به خیریه جلوگیری کرد.

she accused him of stinginess and lack of generosity.

او او را به خاطر خسوداری و فقدان سخاوت متهم کرد.

the stinginess of the landlord was legendary among the tenants.

خسوداری موجر افسانه‌ای بود بین مستاجران.

we were surprised by his stinginess at the restaurant.

ما از خسوداری او در رستوران تعجب کردیم.

her stinginess extended to even small acts of kindness.

خسوداری او حتی به اعمال کوچک مهربانی نیز سرایت کرد.

he overcame his stinginess and bought her flowers.

او بر خسوداری خود غلبه کرد و برای او گل خرید.

the company's stinginess towards its employees was well-known.

خسوداری شرکت نسبت به کارمندانش به خوبی شناخته شده بود.

despite his wealth, he displayed a remarkable stinginess.

با وجود ثروت، او خسوداری قابل توجهی از خود نشان داد.

her family criticized her for her stinginess with her time.

خانواده‌اش او را به خاطر خسوداری‌اش با زمانش سرزنش کرد.

his stinginess was a source of constant frustration for his partner.

خسوداری او منبع خشم دائمی برای شریکش بود.

the stinginess of the hotel staff was unacceptable.

خسوداری کارکنان هتل غیرقابل قبول بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید