stones

[ایالات متحده]/stəʊnz/
[بریتانیا]/stoʊnz/

ترجمه

n. قطعات کوچک و سخت سنگ؛ مواد معدنی جامد که بخشی از سطح زمین را تشکیل می‌دهند

عبارات و ترکیب‌ها

throwing stones

پرتاب سنگ

stones and mud

خاک و سنگ

stone age

عصر حجر

stone wall

دیوار سنگی

stone cold

سرد و سنگدل

stones thrown

سنگ پرتاب شده

stone fruit

میوه سنگی

stones collected

سنگ‌های جمع‌آوری شده

stone's throw

فاصله سنگ‌اندازی

stones skipped

سنگ‌های پرش

جملات نمونه

he skipped stones across the still lake.

او سنگ‌ها را روی سطح آب آرام می‌انداخت.

the path was paved with loose stones.

مسیر با سنگ‌های لق پوشیده شده بود.

we gathered smooth, grey stones on the beach.

ما سنگ‌های صاف و خاکستری را در ساحل جمع کردیم.

the ancient castle was built with massive stones.

قلعه باستانی با سنگ‌های بزرگ ساخته شده بود.

she threw stones at the stray cat to scare it.

او برای ترساندن آن، سنگ‌ها را به سمت گربه ولگرد پرتاب کرد.

he stumbled over the stones in the driveway.

او روی سنگ‌های حیاط ماشین لیز خورد.

the garden was decorated with colorful stones.

باغ با سنگ‌های رنگارنگ تزئین شده بود.

they built a cairn of stones to mark the trail.

آنها یک توده سنگی برای علامت‌گذاری مسیر ساختند.

the riverbed was full of slippery stones.

بستر رودخانه پر از سنگ‌های لغزنده بود.

he skipped stones with impressive skill.

او با مهارت قابل توجهی سنگ‌ها را می‌انداخت.

the children collected stones to build a wall.

کودکان سنگ‌ها را برای ساختن دیوار جمع کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید