subjugated

[ایالات متحده]/ˈsʌbdʒʊɡeɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈsʌbdʒʊɡeɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تسخیر شده یا تحت کنترل درآورده شده

عبارات و ترکیب‌ها

subjugated people

مردم تحت سلطه

subjugated nations

ملت‌های تحت سلطه

subjugated cultures

فرهنگ‌های تحت سلطه

subjugated territories

سرزمین‌های تحت سلطه

subjugated groups

گروه‌های تحت سلطه

subjugated classes

طبقات تحت سلطه

subjugated voices

صدایان تحت سلطه

subjugated rights

حقوقان تحت سلطه

subjugated populations

جمعیت‌های تحت سلطه

subjugated societies

جامعه‌های تحت سلطه

جملات نمونه

the nation was subjugated by a foreign power.

ملت توسط یک قدرت خارجی تسلیم شد.

throughout history, many tribes were subjugated by stronger armies.

در طول تاریخ، بسیاری از قبایل توسط ارتش‌های قوی‌تر تسلیم شدند.

she felt subjugated in a relationship that lacked respect.

او در رابطه‌ای که فاقد احترام بود، احساس تسلیم کرد.

the people rose up against the subjugated regime.

مردم علیه رژیم تسلیم شده قیام کردند.

subjugated nations often struggle to reclaim their identity.

ملت‌های تسلیم شده اغلب برای بازپس‌گیری هویت خود تلاش می‌کنند.

he felt subjugated by the demands of his job.

او احساس کرد که توسط خواسته‌های شغلی خود تسلیم شده است.

the artist's vision was subjugated by commercial interests.

چشم‌انداز هنرمند توسط منافع تجاری تسلیم شد.

many individuals feel subjugated in oppressive environments.

بسیاری از افراد در محیط‌های سرکوبگر احساس تسلیم می‌کنند.

they fought to free their subjugated people.

آنها برای آزاد کردن مردم تسلیم شده خود جنگیدند.

subjugated cultures often face challenges in preservation.

فرهنگ‌های تسلیم شده اغلب با چالش‌های حفظ مواجه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید