succumbing to pressure
در برابر فشار تسلیم شدن
succumbing to fear
در برابر ترس تسلیم شدن
succumbing to temptation
در برابر وسوسه تسلیم شدن
succumbing to illness
در برابر بیماری تسلیم شدن
succumbing to fatigue
در برابر خستگی تسلیم شدن
succumbing to doubt
در برابر تردید تسلیم شدن
succumbing to despair
در برابر ناامیدی تسلیم شدن
succumbing to addiction
در برابر اعتیاد تسلیم شدن
succumbing to sorrow
در برابر غم و اندوه تسلیم شدن
she was succumbing to the pressure of her job.
او در حال تسلیم شدن تحت فشار شغلی خود بود.
he found himself succumbing to temptation.
او متوجه شد که در حال تسلیم شدن در برابر وسوسه است.
the team is at risk of succumbing to fatigue.
تیم در معرض خطر تسلیم شدن به دلیل خستگی است.
they are succumbing to the challenges of the project.
آنها در حال تسلیم شدن در برابر چالش های پروژه هستند.
after weeks of struggle, she finally succumbed to despair.
پس از هفته ها تلاش، او سرانجام در برابر ناامیدی تسلیم شد.
he is succumbing to the allure of a lavish lifestyle.
او در حال تسلیم شدن در برابر جذابیت یک سبک زندگی مجلل است.
the city is succumbing to pollution and neglect.
شهر در حال تسلیم شدن در برابر آلودگی و بیتوجهی است.
many are succumbing to the effects of misinformation.
بسیاری در حال تسلیم شدن در برابر اثرات اطلاعات نادرست هستند.
she worries about succumbing to the pressures of society.
او نگران است که در برابر فشارهای جامعه تسلیم شود.
he is not one to succumb easily to peer pressure.
او به راحتی در برابر فشار همسالان تسلیم نمی شود.
succumbing to pressure
در برابر فشار تسلیم شدن
succumbing to fear
در برابر ترس تسلیم شدن
succumbing to temptation
در برابر وسوسه تسلیم شدن
succumbing to illness
در برابر بیماری تسلیم شدن
succumbing to fatigue
در برابر خستگی تسلیم شدن
succumbing to doubt
در برابر تردید تسلیم شدن
succumbing to despair
در برابر ناامیدی تسلیم شدن
succumbing to addiction
در برابر اعتیاد تسلیم شدن
succumbing to sorrow
در برابر غم و اندوه تسلیم شدن
she was succumbing to the pressure of her job.
او در حال تسلیم شدن تحت فشار شغلی خود بود.
he found himself succumbing to temptation.
او متوجه شد که در حال تسلیم شدن در برابر وسوسه است.
the team is at risk of succumbing to fatigue.
تیم در معرض خطر تسلیم شدن به دلیل خستگی است.
they are succumbing to the challenges of the project.
آنها در حال تسلیم شدن در برابر چالش های پروژه هستند.
after weeks of struggle, she finally succumbed to despair.
پس از هفته ها تلاش، او سرانجام در برابر ناامیدی تسلیم شد.
he is succumbing to the allure of a lavish lifestyle.
او در حال تسلیم شدن در برابر جذابیت یک سبک زندگی مجلل است.
the city is succumbing to pollution and neglect.
شهر در حال تسلیم شدن در برابر آلودگی و بیتوجهی است.
many are succumbing to the effects of misinformation.
بسیاری در حال تسلیم شدن در برابر اثرات اطلاعات نادرست هستند.
she worries about succumbing to the pressures of society.
او نگران است که در برابر فشارهای جامعه تسلیم شود.
he is not one to succumb easily to peer pressure.
او به راحتی در برابر فشار همسالان تسلیم نمی شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید