lapsing

[ایالات متحده]/ˈlæpsɪŋ/
[بریتانیا]/ˈlæpsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری lapse; به حالت افول افتادن; به عقب برگشتن یا پسرفت کردن; از دست دادن یا forfeiting

عبارات و ترکیب‌ها

lapsing time

زمان انقضا

lapsing memory

فراموشی تدریجی

lapsing judgment

کاهش قضاوت

lapsing focus

از دست دادن تمرکز

lapsing attention

کاهش توجه

lapsing interest

کاهش علاقه

lapsing health

کاهش سلامتی

lapsing skills

کاهش مهارت‌ها

lapsing trust

از دست دادن اعتماد

lapsing commitment

کاهش تعهد

جملات نمونه

the contract is lapsing soon, so we need to renew it.

قرارداد به زودی منقضی می‌شود، بنابراین باید آن را تمدید کنیم.

he is lapsing into old habits that he promised to change.

او در حال بازگشتن به عادت‌های قدیمی است که قول داده بود آن‌ها را تغییر دهد.

the medication is lapsing, and i need a refill.

دارو منقضی می‌شود و من به تجدید نیاز دارم.

she felt her focus lapsing during the long meeting.

او احساس کرد که تمرکز او در طول جلسه طولانی در حال از بین رفتن است.

his memory is lapsing, making it hard to recall details.

حافظه او در حال از بین رفتن است و به خاطر آوردن جزئیات را دشوار می‌کند.

the subscription is lapsing, and i have to decide whether to continue.

اشتراک در حال منقضی شدن است و من باید تصمیم بگیرم که آیا ادامه دهم یا خیر.

they warned us about lapsing into complacency.

آنها به ما در مورد افتادن در دام خودخواهی هشدار دادند.

she noticed her enthusiasm lapsing over time.

او متوجه شد که اشتیاق او در طول زمان در حال کاهش است.

his attention was lapsing, and he missed important information.

توجه او در حال از بین رفتن بود و اطلاعات مهم را از دست داد.

we must avoid lapsing into old mistakes during the project.

ما باید از تکرار اشتباهات قدیمی در طول پروژه خودداری کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید